دانلود تحقیق - پایان نامه - مقاله

پژوهش – مقایسه تطبیقی جرایم جنسی علیه زنان درفقه وحقوق موضوعه ایران و حقوق …

۱) گربه را دم حجله باید کشت: به معنای آن است که باید زن را از همان آغاز زندگی با رفتار خشونت بار مرعوب و مطیع کرد.
۲) زن ذلیل: اصطلاحی است که به عنوان صفت حقیرآمیز برای مردانی که به نظرات همسر خود احترام می گذارند اطلاق می شود.
۳) باورهای مردسالارانه در ایران خشونت را طبیعت مرد می دانند و به زن می قبولانند که با لباس سفید به خانه بخت می رود و هر چه که بر سرش آمد باید با کفن سفید از آن خانه بیرون بیاید.
۴) از سه چیز باید حذر کرد: دیوار شکسته، زن زبان دراز، سگ گیرنده.
۵) زن خوب فرمانبر پارسا / کند مرد درویش را پادشاه. یعنی اگر مطیع باشد، شایسته و قابل احترام است.
۶) زن که رسید به بیست باید به حالش گریست ، این ضرب المثل به پیری زودرس زن توجه می دهد و جاذبه های جنسی او را تا مرز ۲۰ سالگی تایید می کند و هر نوع تکامل دفاعی و عقلی زن را نفی می کند.
۷) زن و شوهر جنگ کنند ابلهان باور کنند.
۸) زن از پهلوی چپ شده آفرید / کس از چپ راستی هرگز ندیده.
اشاره به داستان آفرینش در قران است که می گوید زن از باقی مانده گل آدم و یا از دنده چپ مرد آفریده شده است و در فرهنگ ایران یکی از معنای مجازی چپ (انحراف است) و یکی از معانی راست (برگزیدن راه درست در زندگی است.)[۱۲۰]
۳- سنت ها و پاره ای تفاسیر سنتی از دین
برداشت های خشونت آمیز نسبت به زنان بازتابی است از ارزش ها و عقاید یک اجتماع که اغلب چندین نسل را در بر میگیرد. برخی عملکردهای دیدگاه سنتی درباره نگاه اسلام نسبت به زن را میتوان نیرومندترین عامل تاثیرگذار به شمار آورد که ذهنیت نسل های بسیاری از ایرانیان را تسخیر کرده است. پیروی کورکورانه از دستورات ملهم از این تفاسیر سنتی چنان است که سلامتی جسمی و روانی زنان ایرانی را به خطر می اندازد. علاوه بر آن، اسلام را از منظر عمومی با عملکرد همین دیدگاه می سنجد و در نتیجه آن را مجموعه ای از دستورات خشونت آمیز نسبت به زنان می انگارند.
چند نمونه از ارکان سنتی به زن عبارتند از : دوگانگی کامل قوای ظاهری و باطنی زن و مرد، نیاز روحی زنان با اتکا به مردان، ساخت وجودی زنان متناسب با دو نقش اصلی بارداری و بچه داری، مردان قیم زنان هستند، محدود دانستن حق مردان در تنبیه زنان، عدم جواز حکومت و ورود به مجلس برای زنان، مضربودن حضور زنان در صنعت و فعالیتهای اجتماعی، مخالفت با دستاوردهای علوم تجربی (طبیعی – اجتماعی) در مورد زنان و …
بسیاری از موانع پیش گفته ممکن است با عنوان نگرش دینی به زنان تبلیغ و ترویج شود. اما برای کسانی که به گفتگوها و مباحث چند سال اخیر در میان سنت گرایان و نواندیشان دینی آشنا هستند روشن است که از متون وقایع و تاریخ دین می توان تدبیرهای دیگری نیز ارائه کرد که کاملاً قابل دفاع و با منابع دینی موجود متناسب باشند. از این روبه نظر می رسد ادعای اینکه نگرش سنتی بیش از آنکه برآمده از آموزه های دینی باشد ریشه در سنت های اجتماعی و فرهنگی وارد و حاصل نگریستن از پشت عینک سنت گرایی به متون دینی است، ادعایی گزاف و بیجا نخواهد بود. متون دینی را هم می توان با نگاهی سنتی درک و تفسیر کرد و هم با نگاهی نواندیشانه و متناسب با مقتضیات زمان.[۱۲۱]

  1. موسسات اجتماعی

موسسات اجتماعی نمی توانند به گونه ای عمل کنند که زن و مرد با حقوق مساوی از فرصت های اجتماعی، فرهنگی وهنری بهره مند شوند. در مدرسه که مهمترین موسسه اجتماعی است، کتاب های درسی کلیشه ی ارائه می دهد که بر محدودیت فضای زندگی زنان تاکید دارد. کتابهای درسی در مقطع دبستان ذهنیت دانش آموزان را از شش سالگی با کلیشه های جنسیتی، که جداسازی دو جنس در نهاد ها و موسسات اجتماعی نتیجه حتمی آن است، تحت تاثیر قرار می دهد. کلیشه ها افراد جنس زن را محکوم به انجام امور خانگی یا شبه خانگی و محدود شدن در نقش های خاص می کند و به افراد جنس مرد اجازه می دهد فضای اجتماعی خود را تا بی نهایت گسترش دهند.[۱۲۲]
کمیته « نقش زن در کتابهای فارسی» به همین منظور و برای رسیدن به راه کارهای عملی تحقیقاتی را در مورد کتابهای درسی انجام داده است. این تحقیق در مورد محتوای فعلی و تصاویر کتب درسی درباره زنان، در مقاطع تحصیلی ابتدایی و راهنمایی مورد بررسی قرار گرفته است.
بر اساس نتایج اولیه این تحقیق، در تصاویر کتاب فارسی اول ابتدایی نوعی نگرش مردسالاری دیده می شود. از سوی دیگر با توجه به اینکه تقریباً نیمی از دانش آموزان کشور را دختران تشکیل می دهند اما در کتاب فارسی اول ابتدایی، تصویر دختر ۵۲ بار و تصویر پسر ۱۰۸ بار چاپ شده است.
طبق تحقیق ستاد امور بانوان وزارت آموزش و پرورش، در فعالیتهای اجتماعی مانند تظاهرات و نماز جمعه اغلب عکس مردان به تصویر کشیده شده است و همچنین لباسهای زنان نیز در این کتاب با موقعیت و شخصیت کنونی آنها متناسب نیست.
کمیته « نقش زن در کتب درسی» در بخش بررسی محتوایی کتب ابتدایی به این نتیجه رسیده است که در کتب فارسی اول ابتدایی نقش مادر با وجود جلوه های گوناگونش به عنوان کمک معلم، همراه و مشاور کودک در نظر گرفته نمی شود بلکه مادر کسی است که فقط غذا می پزد و کارهای منزل را انجام می دهد.
در این کتابها زنان فقط در نقش مادری به رسمیت شناخته شده اند در حالی که مردان علاوه بر نقش پدری به عنوان نویسنده، سیاستمدار، مخترع، مبارز و دیگر نقش ها مطرح شده اند که این عناوین مانع ایفای نقش پدری نمی شود.
در کتابهای دوره ابتدایی از ز

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

نانی که از اصحاب پیامبر اکرم بودند، سخنی به میان نیامده است.
بر اساس این تحقیق، نه قطعه شعر در کتاب پنجم دبستان درج شده است که فقط یکی از آنها از یک شاعر زن (پروین اعتصامی) انتخاب شده است .
در بخش بررسی ارزشها و صفات نیز در کتابهای درسی مذکور صفاتی مانند باهوشی، پشتکار، کوشایی، کاردانی، دانش اندوزی، کنجکاوی، آگاهی، فعال بودن و دانایی در کتابهای درسی به مردان نسبت داده شده است .این در حالی است که به زنان صفاتی مانندمهربانی،پایداری،بردباری،وفاداری،رنج دیدگی ،پرهیزکاری ووفاداری نسبت داده می شود که اینگونه صفات عمدتاً فاقد تحرک است و انگیزه ای برای تلاش و کوشش ایجاد نمی کند. تدوین کنندگان کتاب های درسی باید کسانی باشند که توانایی، استعداد و لیاقت یکسان بین مردان و زنان را باور داشته باشند و در شورای تدوین کتابهای درسی از حضور صاحب نظران زن استفاده شود.
برای ارتقای فرهنگ عمومی ضروری است تا تصاویر، عناوین و محتوا با کیفیت مناسب و القای مثبت نقش زنان، مردان، دختران و پسران تدوین شود.[۱۲۳]
مبحث دوم: مبانی نظری خشونت علیه زنان
در غرب نگاه به خشونت از حدود سی سال پیش آغاز شد و امروز مجموعه کاملی از بررسی های مربوط به انواع خشونت ها در آن جا بوجود آمده است. محققانی مانند اشتراوس، گلز، مارتین، آر، ائی داباش و دهها نفر دیگر طی سالیان طولانی در این حوزه فعالیت کردند و در نتیجه سازمان های دولتی،رسانه ها، سازمان های غیردولتی و افکار عمومی را متوجه این پدیده کردند و بر ضرورت مقابله با خشونت تاکید ورزیدند، هر یک از این محققان با توجه به دیدگاه های نظری خود، بر جنبه های خاصی از خشونت تاکید کردند ومسایل مختلفی را پیش کشیدند.
آن چه جملگی این پژوهش گران بر آن اتفاق نظر دارند این است که بررسی خشونت یکی از دشوارترین نوع تحقیقات است که در علوم اجتماعی وجود دارد. از مهمترین دشواریهای آن یکی مشکل ،ارائه تعریف دقیق از خشونت در بررسی ها است؛ همچنین موضوع امکان پاسخ دهی غلط به پاسخ های پرسش گر به علل مختلفی مانند ترس، خجالت، فراموشی و نظایر آن. جامعه آماری نیز در اکثر اوقات باعث می شود که بررسی ها تنها به اماکنی که زنان کتک خورده به آنان مراجعه می کنند محدود شود که هر چند به کسب اطلاعات عمیق از روند خشونت می انجامد اما اطلاعاتی در خصوص گستردگی آن در جامعه نمی دهد. از طرف دیگر انجام پیمایش خشونت نیز مشکلاتی دارد که هر چند در برگیرنده ی افراد قربانی و افراد معمولی است و امکان مقایسه می دهد، اما تنها به طرح سوالات سطحی می پردازد و پویایی خشونت در خانواده مد نظر قرار نمی گیرد.[۱۲۴]
بر مشکلات موجود در بررسی خشونت، باید مشکل دیدگاه های نظری را نیز اضافه کرد، که در اینجا برای روشنتر شدن موضوع به تشریح و توصیف برخی از نظریات در باب خشونت می پردازیم.
گفتار اول: نظریه ها بارویکرد فمنیستی
فمنیست ها به جای آن که در پی پیدا کردن توجیهی برای خشونت مردانه باشند، بیش از پیش به پژوهشهایی علاقه نشان می دهند که به دنبال کشف احساس زنان نسبت به خشونت قدرت مردانه و قید و بندهایی است که به خاطر وحشت از تجاوز و تهاجم مردان در رفتار زنان به وجود می آید.[۱۲۵]
بنداول: نظریه فمنیستی
صاحب نظران این نظریه که در سالهای اخیر در حکم یکی از دیدگاههای معتبر جامعه شناسی به اثبات رسیده است بر خلاف کلیه دیدگاههای دیگر از به کارگیری مفاهیم گسترده ای مانند خشونت خانوادگی یا خشونت در ازدواج ومانند آن خودداری میکنند و معتقدند که خشونت در درون خانواده اکثر اوقات از جانب مردان نسبت به زنان و کودکان صورت می گیرد. صاحب نظران این دو دیدگاه معتقدند که دلایل اصلی خشونت وجود ساختارهای اقتداری پدرسالارانه در جامعه است. این ساختار اقتداری در سلسله مراتب سازمانی نهادهای اجتماعی و روابط اجتماعی قابل مقایسه است. آنچه که محققان دیدگاه فمنیستی در خشونت نسبت به زنان و کودکان مشاهده می کنند رفتار یک مرد نسبت به یک زن نیست بلکه از دید آنها خشونت مردان انعکاس و آشکارسازی نظامی از حاکمیت کلیه مردان جامعه بر کلیه زنان است که در شکل تاریخی و مقایسه های تطبیقی دیده شده است.[۱۲۶]
در تحقیقات اجتماعی چهار امکان وجود دارد. امکان اول این است که نتیجه تحقیقات اجتماعی نمایش نتایجی باشد که نظم اجتماعی را با تردید مواجه نمی سازد. امکان دومی که وجود دارد این است که نتیجه بررسی تضادهای میان سازمانهای اجتماعی را نمایش دهد اما تنها راه کار فورمیستی یا بی اثر را برای مقابله ارائه دهد. امکان سوم این است که نتایج بررسی ها بی رحمانه، بی نظمی های یک نظام را نشان دهد.
اما از آنجا که امکانات اجرایی سیاسی، برای دگرگونی ندارد نتایج بررسی ناشنیده باقی می ماند. حالت چهارم این است که نتیجه بررسی ها شرایط نامناسب موجود در یک جامعه را تجزیه وتحلیل کند و همزمان دلیل هایی برای از میان بردن این شرایط ارائه دهد. با آنکه فمنیست ها علاقه دارند از امکان چهارم استفاده کنند در جوامع محافظه کار و پدرسالار از نتایج بررسی های آنها استقبال نمی شود و در نتیجه تحقیق در حالت سوم برای آنها امکان پذیر میگردد و تنها امکان انتقاد و نمایش راه چاره بوجود می آید.[۱۲۷]
بند دوم: نظریه فمنیستی روانکاوانه
فمنیست های روانکاو معاصر می کوشند با کاربرد نظریه های فروید وارثان فکری اش پدر سالاری را تبیین کنند فمنیست های روانکاو با
الگوی خاصی از پدرسالاری کار می کنند. آنها نیز مانند نظریه پردازان دیگر، ستمگری جنسی پدرسالاری را نظامی می انگارند که در آن مردان، زنان را تحت انقیاد خود در می آورند و به عنوان یک نظام جهانی و یک سازمان اجتماعی فراگیر در همه زمان ها و مکان ها ماندگار بوده و با وجود مخالفت های گهگاهی پیروزمندانه ابقا شده است.[۱۲۸]
بند سوم : فمنیست رادیکال
اساسی ترین موضوع فمنیست رادیکال، قایل شدن ارزش بسیار مثبت برای زنان و ابراز گلایه و خشم عمیق بابت ستمگری در مورد آنان است. فمنیست های رادیکال ارزش ویژه زن را درمقابله با نظام جهانی که به او کم بها می دهد، تایید می کنند. آنها با ارائه فهرست مفصل و تکان دهنده ای از بدرفتاریهایی که در سراسر جهان با زنها می شود خشم شان را از ستم به زنان ابراز می دارند. فمنیست های رادیکال با چنین آمیزه پرشوری از عشق و خشم انسان را به یاد شیوه های مبارزه جویانه تر گروههای نژادی و قومی مانند داعیه (سیاه زیبا است) سیاهپوستان آمریکا می اندازند، فمنیست های رادیکال شاخص سراسری جامعه را ستمگری می دانند. هر نهادی از جامعه نظامی است که با آن برخی از انسانها انسانهای دیگر را تحت سلطه در می آورند. در بنیادی ترین ساختارهای جامعه و در الگوهای هم گروهی، گروهها یا رده های گسترده مردم الگوی پیوسته ای از تسلط و انقیاد را می توان تشخیص داد. در میان همه این نظام های تسلط و انقیاد بنیادی ترین ساختار ستمگری به جنسیت تعلق دارد که همان نظام پدر سالاری است.[۱۲۹]
بندچهارم: نظریه فمنیسم سوسیالیستی
فمنیسم سوسیالیستی این هدف رسمی را برای خود تعیین کرده است که همه نظریه های فمنیستی موجود را در هم ادغام کند و هم گامی جلوتر از آنها بردارد. آنها بیشتر از همه در صدد آنند تا آنچه که خود گسترده ترین و باارزش ترین سنت فمنیستی می خوانند، یعنی اندیشه فمنیستی مارکسیستی و تفکر فمنیسم رادیکال را در یکدیگر ادغام کند.[۱۳۰]

این نوشته را هم بخوانید :   سایت مقالات فارسی - ارزیابی اقتصادی عملیات حفاظت خاک در شهرستان رودسر- قسمت ۱۸