فایل های دانشگاهی

راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر گفتمان مهدویت- قسمت ۲۲

«انا لا نعد الرجل مومنا حتی یکون لجمیع امرنا متبعا مریدا» (کلینی، ۱۳۶۵، ج۲: ۷۸)
امام علیه السلام در این روایت به نحوی قاطع و صریح حتی ایمان را از کسانی که نسبت به اجرای بخشی از فرمایشات ایشان ـ و سایر اهل بیت ـ هم مطیع نیستند سلب می کند چه رسد به اینکه آنها شایستگی قرار گرفتن در سایه ولایت الهی را داشته باشند. گفتنی است این روایت موید مطالبی است که پیش از این در باب اظهار کلیت دین بیان کردیم. (ادراک ذوق ایمانی جوارح با مراعات مجموعه اوامر و نواهی الهی آن هم در اثر مداومت و استمرار تحصیل می شود)
در همین راستا حضرت صادق علیه السلام می فرماید:
«کذب من زعم انه من شیعتنا و هو متمسک بعروه غیرنا(شیخ صدوق، فضائل الشیعه و صفات الشیعه: ۴۵) یعنی دروغ پنداشته آن کسی که خود را شیعه ما می‎داند ولی به ریسمان (سرپرستی و ولایت) غیر ما (اهل بیت) چنگ می‎زند» و نیز هم ایشان فرمودند: «شیعه ما نیست کسی که به زبان بگوید شیعه هستم ولی در عمل با ما مخالفت کند و آثار ما را زیر پا گذارد، ولکن شیعه کسی است که با زبان و دل با ما موافق باشد و آثار ما را پیروی کند و مانند ما رفتار نماید، چنین کسانی شیعه (واقعی) ما هستند.» (مجلسی، ۱۳۷۹، ج۱۱: ۱۹۶)
۲ـ۴) رابطه تقوا با انتظار و ولایت حضرت قائم
اگر چه رابطه تقوا و پذیرش ولایت الله و اولیاء خدا رابطه ای عام و شامل است و نسبت به همه امامان صادق است لکن در برخی روایات به طور صریح از رابطه تقوا با ولایت حقه مهدویه سخن به میان آمده است. در این راستا امام صادق علیه السلام فرموده اند:
«من سر ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر فجوا و انتظروا هنیئا لکم ایتها العصابه المرحومه»(مجلسی، ۱۳۷۹، ج۵۲: ۱۴۰)
یعنی «کسى که دوست دارد تا از یاران امام قائم (عج) باشد، باید در انتظار ظهور باشد، و کارهایش باید براساس تقوا و پارسایی و اخلاق نیک باشد، چنین کسى منتظر امام (عج ) است، و در این راه بکوشید و آماده باشید، گوارا باد بر شما اى جوانمردانی که مورد رحمت خدا هستید.»
امام صادق علیه السلام همچنین در توصیف یاران حضرت صاحب (عج) فرمودند: «مردانی اند که گویی قلب هایشان (در صلابت و غیرت دینی) مانند پاره های آهن است. (مجلسی، ۱۳۷۹، ج۵۲: ۳۳۳) هیچ چیز نتواند دل های آنان را نسبت به ذات خدا گرفتار شک و تردید سازد …» (مجلسی، ۱۳۷۹، ج۵۲: ۳۰۸)
اگر چه در این روایت صراحتا به تقوا اشاره نشده است ولی با توجه به مطالبی که در باب آثار متقابل مولفه های ایمانی (ایمان، عمل و تقوا) به آن پرداختیم به خوبی روشن می شود که صفات ذکر شده در این روایت از آثار تقوای فزاینده است.
۳ـ۴) رابطه تقوا با ظهور منجی موعود
در بررسی آراء متکلمان شیعه در باب فلسفه غیبت به نظر شیخ طوسی رحمه الله اشاره کردیم که پس از تبیین برهان لطف فرموده بود:
«سبب غیبت امام دوازدهم علیه السلام ممکن نیست که از جانب خداى سبحان و یا از جانب خود آن حضرت باشد، بلکه از طرف مردم و مکلفین است و جهت آن غلبه خوف ـ از نابودى حق ـ و مطیع نبودن مردم نسبت به اوست و هر موقع که این سبب زائل شود و مردم در اطاعت او بکوشند، و تسلیم او باشند، ظهور واجب مى شود.» (نعمانی، ۱۳۷۶: ۱۵۴)
با توجه به آنچه گفتیم علت مطیع نبودن عامه مردم نسبت به فرمایشات اولیاء خاص خدا فقدان «سنخیت وجودی بنیادین میان امام و ماموم» بود و روشن شد که معارض در اینجا جهات یلی النفسی توده بود که با جهت یلی الربی امام در تعارض است و ریشه ظلم به اهل بیت علیهم السلام همین جهات یلی النفسی عامه مردم بود که موجب شد حقیقت ولایت خاندان نبی مکرم اسلام صلوات الله علیهم اجمعین درک نشود و طاغیان زمان بدون هیچ معارضی ظلم فاحش بر امامان شیعه روا دارند. از این حیث در معارف شیعه علاوه بر حاکمان جور، امت ها هم مورد نکوهش اند و در موضع اتهام که در همین راستا در نصوص معتبر شیعه آمده است «و لعن الله امه دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتبکم الله فیها» یعنی جهل امت نسبت به مقام شامخ ولایت از دلایل اصلی ظلم به اولیاء خدا و اهل بیت عصمت و طهارت معرفی شده است تا آنجا که این جهل موجب ازاله مرتبه الهی اهل بیت و دفع آنها از جایگاه رفیع امامت شده است و از همین حیث می‌بینیم حضرت ولی‌عصر (عج) در پاسخ به سؤالی که در مورد غیبت‌می‌شود این آیه شریفه را تلاوت می‌فرمایند که: «لا تَسئَلوُا عَن‌ْ أَشیَاءَ اِن تُبْدَ لَکُم تَسُؤْکُم»(مجلسی، ۱۳۷۹، ج ۷۸: ۳۸۰). (از چیزهایی‌سؤال نکنید که اگر برای شما روشن گردد، بدتان بیاید و ناراحت شوید.) چرا که در صورت افشای حقیقت توسط امام، خود مردم در موضع اتهام قرار گرفته و این امر قهرا مورد رضایت آنها نبوده و شنیدن آن برای آن ها ناخوشایند می بود.
از سوی دیگر آخرین ذخیره الهی حضرت ابا صالح المهدی ارواحنا فداه در توقیع شریف دیگری که خطاب به شیخ مفید تقریر فرموده اند تصریح کرده اند که:
«لو ان اشیاعنا وفقهم اللّه لطاعته علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم، لما تأخر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعاده بمشاهدتنا، علی حق المعرفه و صدقها منهم بنا فما یحبسنا عنهم الا ما یتصل بنا مما نکرهه و لا نؤثره منهم»(مجلسی، ۱۳۷۹، ج ۵۳: ۱۷۷)
اگر چنانچه شیعیان ما که خداوند بر انجام طاعت خویش آنها را موفق گرداند در راه وفای به عهد و پیمانی که بر دوش دارند همدل می شدند، میمنت دیدار ما از ایشان هرگز به تاخیر نمی افتاد و به یقین سعادت دیدن ما زودتر نصیبشان می شد؛ دیداری بر مبنای شناخت درست و صداقتی از آنان نسبت به ما و ما را از شیعیان دور نگه نمی دارد مگر اعمال نکوهیده آنان که به ما می رسد و برای ما ناخوشایند و دور از انتظار است.
دقت و تامل در این بیان شریف حقایق عدیده ای را در باب علت غیبت و مقتضیات ظهور آشکار می سازد که در زیر به آنها اشاره می کنیم.

 

برای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *