فایل های دانشگاهی

تفسیر علیّت به تشأّن از ديدگاه صدرالمتألّهين- قسمت 20

  • ـمحیی الدین ابن عربی، فصوص الحکم، پیشین، فص ابراهیمی، ص 81. ↑
  • ـ محمد خواجوی، ترجمة مصباح الانس، پیشین، ص 271. ↑
  • ـ همان، ص 262. ↑
  • ـ محمد خواجوی، مقدمة مصباح الانس، پیشین، ص 59. ↑
  • ـ ـمحیی الدین ابن عربی، فصوص الحکم، پیشین، ص 8تعلیقه. ↑
  • ـ میرزا مهدی آشتیانی، تعلیقة بر شرح منظومهبه اهتمام عبدالجواد فلاطوری ومهدی محققریالانتشارات دانشگاه تهران، 1367، ص 157. ↑
  • ـ سرّ اینکه به آنها اعیان ثابته گفته میشود، این است که خالی از هر گونه تغییر و تحوّلی در مقام ذات میباشند. ↑
  • ـ «فهو مقومها، بل هو عینها، إذ هو الذی یتجلّی فی مراتبه و یظهر بصورها…». جلال الدین آشتیانی، شرح مقدمة قیصری، پیشین، ص 129 و 156 – 157. ↑
  • ـ محمد حسین طباطبایی، رسالت تشیّع، صص 28 ـ 49. ↑
  • ـ نظرات در باب فاعلیت حق مختلف است، مرحوم محمدرضا قمشهای فاعلیت حق را بالعشق نامید، و برخی دیگر به نحو فاعلِ بالتجلّی تفسیر نمودهاند. در این زمینه: ر . ک به: عبدالله جوادی آملی، رحیق مختوم، پیشین، ج 9، صص 94 ـ 96؛ و نیزمحیی الدین الهی قمشه ای، حکمت الهی عام و خاص، چاپ سوم، انتشارات مؤسسه مطبوعاتی اسلام، ج 1، ص 58. ↑
  • ـ ملاصدرا، الاسفار الاربعه، پیشین، ج 2، ص 313 ↑
  • ـ همان، ص 258 ↑
  • ـ همان، ج 1، ص 58 ↑
  • ـ ملاصدرا، مفاتیح الغیب، پیشین، ص 322. ↑
  • ـ همان. ↑
  • ـ ملاصدرا، الاسفارالاربعه، پیشین، ج 2، ص 314، درمورد سیر این بحث ر ك:سعید رحیمیان، تجلی وظهور درعرفان نظری، پیشن، صص 86-73. ↑
  • 1 ـ ملاصدرا، مفاتیح الغیب، پیشین، صص 54 و 50 ↑
  • 1 ـ مرتضی مطهری، مجموعه آثار، چاپ نهم، 1383، ج 6، ص 557. ↑
  • ـ سوره قصص، آیه 88. ↑
  • ـ صدرالمتألّهین، المبدأ والمعاد، پیشین، ص 37 و نیز ایقاظ النائمین، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، مقدمه و تصحیح: محسن مؤیدی، ص 15. ↑
  • ـ صدرالمتألّهین، رساله « فی سریان الوجود » مندرج در رسائل ملاصدرا، ص 147 ↑
  • ـ صدرالمتألّهین، الاسفار الاربعه، پیشین، ج 1، ص 249. ↑
  • ـ همان . ↑
  • ـ عبدا… جوادی آملی، رحیق مختوم، پیشین، ج 9، ص 494 ـ 493 . ↑
  • ـ صدرالمتألّهین، شواهد الربوبیه، پیشین، صص 81 ـ 80 . ↑
  • ـ عبدا… جوادی آملی، رحیق مختوم، پیشین، ج 9، ص 456. ↑
  • ـ صدرالمتألّهین، المشاعر، پیشین، صص 53 ـ 52 . ↑
  • ـ مقصود از علت دراینجا علت حقیقی است نه آنچكه به عنوان علت می نامیم ودرواقع معدّات وشروطی بیش نیستند، كه درغیر این صورت، تحلیل علت مارابه مقصود نمی رساند.در این زمینه رك به:عبدالله جوادی آملی، تحریر تمهید القواعد، پیشین، ص 782. ↑
  • ـ رک، عبدا… جوادی آملی، رحیق مختوم، پیشین، ج 9، صص 493 ـ 491 . ↑
  • ـ صدرالمتألّهین، الاسفار الاربعه، پیشین، ج 2، ص 320 . ↑
  • ـ رک: همان، صص 325 ـ 320 .. ↑
  • ـ صدراالنتألّهین، رساله ی «فی سریان الوجود» مندرج در رسائل ملاصدرا، پیشین، ص 321 . ↑i>
  • – ربط واجب به ممكن از باب رابطۀ صفت باموصوف یا عرض باجوهر نیست، زیرا هر آنچكه عنوان صفت بر آن اطلاق شود، چه از باب عرض باشد یاصورت، به ناچار دخالتی دركمال موصوف دارد وبه خاطر این اتصاف، نقص در ذات به وجود آمده واین با (جمیع الجهات بودن واجب )منافات دارد، صدرالمتألّهین الاسفارالاربعه، ج2، ص 311. ↑
  • ـ همان، ص 301. ↑
  • ـ صدراالمتألّهین، مفاتیح الغیب، پیشین، ص 64. ↑
  • ـ ملا جعفر لاهیجی، شرح رساله المشاعر، پیشین، ص 133. ↑
  • ـ صدر المتألّهین، الاسفار الاربعه، پیشین، ج2، ص 322. ↑
  • ـ همان. ↑
  • ـ صدرالمتألّهین، رسالۀ اتحاد عاقل ومعقول، ترجمه علی بابایی، چاپ اول تهران، انتشارات مولی، 1386،، ص 51. ↑
  • ـ صدرالمتألّهین، الاسفار الاربعه، پیشین، ج1، صص 63-60. ↑
  • ـ همان، ج6، صص 94-91؛ ونیز المبدأ والمعاد، پیشین، ص 41؛دراین زمینه رك به: علی اصغر زكوی، بسیط االحقیقه ازدیدگاه ملاصدرا ولایب نیتز، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1384،، ص 173. ↑
  • ـ این نوع حمل وتعبیر از قاعده، باتوجه مبنای تشكیک وجود است وتوضیح آن براساس وحدت شخصی وجود خواهد آمد.رك به همان، ص 92. ↑
  • ـ صدرالمتألّهین، الاسفار الاربعه، پیشین، ج6، ص 110. ↑
  • ـ احمد بن محمد حسینی اردكانی، مرآت الاكوان، تحریر شرح هدایۀ ملاصدرا، تصحیح وتحقیق:عبدالله نوری، انتشارات علمی وفرهنگی، 1375، صص 592-520.استدلال بر بسیط الحقیقه بودن واجب الوجود. ↑
  • ـ محمد حسین طباطبایی، تعلیقه بر اسفار، پشین، ج6، ص 110. ↑
  • ـ سید جلال الدین آشتیانی، مقدمۀ تمهیدالقواعد، پیشین، ص 17. ↑
  • ـ همان، ص 21. ↑
  • ـ رك به:منوچهر صانعی دره بیدی، مقالۀبسیط الحقیقه در الهیات صدرا ومناد شناسی لایب نیتز، مجموعه مقالات همایش جهانی حكیم ملاصدرا، پیشین، ج3. ↑
  • ـ صدرالمتألّهین، المشاعر، پیشین، مشعر6-3؛ونیز العرشیه، مشرق اول، تهران انتشارات مولی، 1361. ↑
  • ـ ↑
  • ـ صدرالمتألّهین، الاسفار الاربعه، پیشین، ج2، ص 557. ↑
  • ـ صدرالمتألّهین، المظاهر الإلهیّه، تحقیق:جلال الدین آشتیانی، چاپ دوم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1377، ص 26. ↑
  • ـ صدرالمتألّین، الاسفار الاربعه، پیشین، ج2، ص 368. ↑
  • ـ عبدالله جوادی آملی، رحیق مختوم، پیشین، ج10، ص 337. ↑
  • ـ صدرالمتألّین، الاسفار الاربعه، پیشین، ج2، ص 557. ↑
  • ـ صدرالمتألّهین، اسرار الایات، مقدمه وتصحیح محمد خواجوی، تهران، انجمن حكمت وفلسفه، 1360، صص 106-104. ↑
  • 1 ـ عبدا… جوادی آملی، رحقیق مختوم، پیشین، ج 9، صص 597 – 596. ↑
  • 2 ـ رک : مرتضی مطهری، مقالات فلسفی، پیشین، ج 3، صص 295 ـ 292 . ↑
  • 1 ـ ملا محمد مهدی ابی ذرالنراقی، اللمعات العرشیه، تحقیق علی اوجبی، تهران، کتابخانه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، 1381، ص 236 . ↑
  • ـ مهرتابان، یادنامه و مصاحبات تلمید و علاّمه سیّد محمد حسین طباطبایی و علاّمه سیّد محمد حسین حسینی طهرانی، انتشارات باقر العلوم (ع) ص 57 . ↑
  • ـ رک : ید ا… یزدان پناه، جزوه عرفان نظری، پیشین، صص 78 – 75 .و نیز ؛مرتضی مطهری، مجموعه آثار، پیشین، ج 6، ص
    ص 1019، 1017 ؛ونیزسعید رحیمیان، مبانی عرفان نظری، مقدمه :جلال الدین آشتیانی، سوم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1375، ص 130و129. ↑
  • 1 ـ سوره مبارکه قصص، آیه شریفه 88 ؛ اصول المعارف، ملاّ محسن فیض کاشانی، تعلیق و تصحیح و مقدمه : سیّد جلال الدین آشتیانی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ سوم، 1375، ص 8 . ↑
  • 2 ـ همان، ص 43 ↑
  • ـ ملاهادی سبزواری، الرسائل، تعلیفه و تصحیح و مقدمه : سیّد جلال الدین آشتیانی، چاپ دوم، انتشارات اسوه، 1376، ص 497 . ↑
  • ـ سیّد جلال الدین آشتیانی، شرح مقدمه قیصری، پیشین، ص 45 . ↑
  • ـ سیّد جلال الدین آشتیانی، تمهید القواعد، پیشین، ص 41 . ↑
  • ـ همان، ص 44. ↑
  • ـ همان، ص 46. ↑

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *