دانلود تحقیق - پایان نامه - مقاله

سامانه پژوهشی – تحلیل محتوایی مجموعه اشعار جلال بقایی نایینی- قسمت ۴۴

که هرکه بر دگری کار نابسامـان کرد نمی رسـد به یقین کار خود به سامانش
به نظر شاعر تنها امتیــاز انسان بر حیوان ،محبّت کردن است وگرنـه حیوان با انسان غرایز مشترکی دارد.
خور و خواب و غرور و خشم و شهوت ،هر ددی دارد
تـو را گـر امتیازی باشـد از آن باید آثاری(دیوان.۵۳)
یا : چـراغ،بـرق صفت بر همـه بیفشـان نــور
نـه خـود بسـوز و نـه پـروانه را بسوزانش(دیوان.۷۲)
در جامعه افراد متظاهری هستند که خـود را در بین مردم بزرگ و دانا می نمایانند.آن ها با دروغ قصد خودنمایی و نامجویی دارند. فقط حرف می زنند؛ عالمان بی عملی که علمشان نه برای خودشان سودی دارد نه برای دیگران. (دیوان.۶۵)
دیــدم متظــاهــری دغلکـــار خـود را بـه گزاف می ستاید
گوید کـه فلان عمل چنین است و آن کار دگــر چگونـه باید
گفتم چو عمل نمی کنی خویش هیچ از تــو متــابعت نشاید
علمی کــه در آن عمل نبــاشـد بــر ارج کسی نمی فــزاید
نبــود بــه ستــرونش فــزونی آن حاملـه ای کـه می نزاید
یکی از معــانی مطرح شـده در مناظرات بقـایی ، محبّت کـردن و دوسـت داشتن و عشق ورزیدن است.شاعر در باغ وحش دختری را می بیند که به قول او گاهی با شیر می جوشد و گاهی با یوز می سـازد.از رفتار دختر تعجّب می کنـد و علّت نتـرس بودن او و سـازش درندگان را با دختر جویا می شود.وی در جواب می گوید:
بگفت انسانی انسان را چــرا با لطف ننــوازد
محبت وحش را هم رام و دست آموز می سازد(دیوان.۵۶)
شاعر با این حکایت به خواننـده گوشزد می کند زمـانی که محبت چنان قدرتی دارد که می توانـد حتّی غریزه ی خدادادی را تغییر دهد یا مهـّار کند،پس چرا ا انسان از همنوع خود باید آن را دریغ کند؟
به نظر بقـایی آن چـه در دنیا اهمیّت دارد ،شاد کردن دل مردم است،هرچند به بهای تلخی چشیدن ها و سختی دیـدن ها باشد. چنین سختی هـایی ارزنده و ستودنی است،چرا که مسئولیت و بهـره ی مـا از زندگی،شاد زیستن و شـاد کردن دیگران است. وی کلید حل شـدن مشکلات آدمی را در مهربانی کردن با دیگران می داند.این معانی در مناظره ی پدر پیر و پسران پند پذیر آمده است.از زبان پدر می گوید: (دیوان.۴۵)
دشمنان را دوستـان از مـرگ من آگـه کنند تا از این ره نیـز شایــد شادمـان گردد دلی
من به عمری آزمودم این حقیقت را که نیست بهتـر از دلشـاد کــردن زنـدگی را حاصلی
در گفت و گوی شاعر با یک دوست این حقیقت به صورت دیگر بیـان می شود : اهمیّت عشق زمـانی معلوم می شـود که دوستی واقعی پیدا شـود و پیونـدهای عـاطفی بین افراد برقـرار گردد.دوست شاعر معتقد است : (دیوان.۳۸)
افتخــار و مقـــام و ثـــروت را دوستی گفت در جهـان نیکـوست
زین سبب هرکـه را که می نگری ازپی این سه چیز در تک و پوست
نیست چیـزی از این سـه والاتـر گفتمش هست اگـر بیـابی دوست
در مناظره ی میان خارکن و فرزنـدش بعـد دیگری از مهـرورزی و خـدمت به خلق آمده است. فرزند می گوید: (دیوان.۴۲)
تا کی به سود خلق به خود رنج می دهی بنگر به موی خویش که چون پنبه شد سفید
پیر روشن ضمیر معتقـد است مهر و محبّت و خدمت به خلق بـاعث ســرافرازی و زنـده دلی است.تا کسی چنین عشقی نداشته باشد،نمی تواند به جامعه سود برساند و خــورشید را شاهد مدعای خود می داند :
گفتا نه مهر خلق مرا در دل آتشی است کز خدمت بــه نوع توانم از آن رهید
گـر مشتعل نبــود دلش مهـر خـاوری نور و حرارتش به جهانی نمی رسید
۴-۲-۲-۲-آزادگـی و وارستـگی :
قسمت اعظم منـاظره های بقایی مضمون های اخلاقی و اجتمـاعی دارد کـه آن هـا را در ستایش آزادگی و آزادمنشی،نیک سیرتی،نوعدوستی،کمک به مستمندان،بیدار کردن غافلان، شاد کردن همـه ی مردم حتی حسودان و بدطینتان سروده است.
نمونـه هایی از این مناظـرات که بین دو شیء یا دو حیـوان یا دو شخص(مثلا شاعر با دانشمند ،یا با دیـوانه یا با دهقـان) رخ داده است،هر یک از جذّابیت خاصّی بـرخوردار است.به عنوان مثال به برخی از آن ها اشاره می شود .
تنفّر از خونریزی و کذایی دانستن و واهی پنداشتن افتخـارات فاتحانه ی قدرت مداران و زورمندان در مناظره ی بین عقاب و ماکیان(ص۳۶ ) بیان شـده است.عقاب نمـاد قدرتمندی است و به چشم حقارت به مـاهیان نظر می کنـد و می گوید :”که با دون همتانی چون تو هرگز درنیـامیزم “.او این سرافرازی را نتیجـه ی بلنـد همّتی می دانـد.”که دارم طعمـه از منقار سخت و پنجه ی تیزم”.
ماکیان در جواب می گوید:
اگرچه می کشم من بار منّت ،باز خرسندم که مانند تو خون بیگناهان را نمی ریزم
تمجید از آزادگی و وارستگی انسان هـایی که زیر بـار زور نمی روند در مناظره ی کوه و تپه ی خاکی (ص۱۱۱) نیز بیـان شده است.آن جا که از زبـان کوه می گوید :
شایسته ی بزرگی و گردن فرازی است هرکس که همچو من نرود زیر بار زور
این گونــه ستایش شـاعر از آزادمنشی در منـاظره ی بین سگ و مـرد چاپلوس(ص۲۷) بـه نوع دیگری بیان شده است و مبیّن آن است که حیوان بر انسان چاپلوس و طمّاع ارجحیت دارد.
به سگی مـرد چــاپلوسی گفت تـا بـه کی روی پستی گـوهر
آید از هر سرا که بـوی طعــام سخت دُم لابـه می کنی بر در
سگ حکیمانه پاسخ می دهد :

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.