دانلود تحقیق - پایان نامه - مقاله

تحقیق – تحلیل محتوایی مجموعه اشعار جلال بقایی نایینی- قسمت ۴۱

گر دیگران ز علم بـه کیوان رسیده انـد آه شبــانــه، آلــت کیـوان نــورد ماست
امــروز اگـر دهیم به هم دست اتّحـاد فــردا بدون شبهــه جهـان پایمرد ماست
با مستولی شدن ظلم در جامعه،انصاف و وجدان از قاطبـه ی مردم سلب می شـود و به خاموشی می گـراید ؛ نقش کار و کارگر بی اهمیت تلقّی می شـود ؛ ناجوانمردی و حق کشی بیداد می کند ؛حقارت و چاپلوسی و دنائت رواج می یابد؛فاصله ی طبقاتی عظیمی ایجاد می شود؛ مـدح و ستایش از عـاملان ظلم شیوع می یـابد و سبب ترویج استبـداد می شود. (دیوان : ۱۳)
گیرنــد گر از دانش خود سـود دگـرها نـادانی مــا مــوجد انواع زیــان هاست
آن جـای که از علم و هنر نیست نشانی بیـدادگری موجب فرسایش جان هاست
از مردمی و داد نـه نام و نه نشـان است هر جای که جولانگه بی نام و نشان هاست
کس علّت این شیــوه ی منحوس نداند کاین کـار ریاست همه با کارندان هاست
یا :از غیرت و مروت و احسان و مردمی جز قصّـه ها که گفتـه شود گاه گاه کو؟
بدبختی است و ذلّـت و فقر و گرسنگی آیین عدل و داد چـه شد فرّ و جاه کو ؟
افراد سفله و دون همّت چون بر جامعـه تسلّط یافتند، با قـدرت یافتن بیشتر، مست غرور کذایی می شوند.همچون کسی که در آیینه ی محدّب نگاه می کند و خود را فربه می داند:
نظر در آینــه افکند لاغــری روزی بزرگ دید چو خود را ورم به غبغب کرد
از این خیــال که انـدام فربهی دارد به کیف و لـذّت بسیـار روز را شب کرد
چو سفله ای که به منصب رسد بزرگی را
به خود گرفت و ندانست جاه و منصب کرد…
مسلم است که خود را بزرگ می بیند کسی که روی در آیینه ی محدّب کرد(دیوان : ۲۳ )
این ها افراد گمنـام و بی ارزش در جامعه هستند و آن چه سبب اهمیت آن ها می شود ، به قدرت رسیدن است.به همین جهت بـرای تثبیت قدرت خود به هر جنایت و خیـانتی دست می زنند.مثل دم کارگاه آهنگری پر از باد و غرور هستند و همین که از منصب فرو می افتند، فغان و فریاد بـرمی آورند و نهایتاً بی ارزش می شـوند. (دیوان : ۳۱ )
خلق بی استخــوان و کم مـایه چـو دم کـارگاه حــدّادند
چو شدند از مقام خویش بلنـد پای تـا سر، منفّـح از بادند
چـو فـرود آورنـدشان ز فـراز از فــرومایگی بـه فریادند
کهنــه همیـان لاغرنـد و تهی چو به جای نخست افتادند
شاعر از چنین محیطی به ستوه می آید و با تمثیل ،نشان می دهد که حلقـه به گوش بـودن سبب آسیب می شود؛ مانند دف که از تسلیم محض بودن است که ضربه می خورد و رنج می بیند. علت رواج ظلم را در جامعه ظلم پذیری می داند. (دیوان : ۲۷ )
مبــاش حلقه به گوش کسی کـه از ناکس
چو دف قفا خورد آن کس که بود حلقه به گوش
شاعر معتقد است اگر با افراد جانی و تبه کار که با حرص و طمع به غـارت اموال و جان مردم می پردازند،برخورد قاطع نشود ،فساد و تباهی تمام اجتماع را می گیرد.او استثمار را بدتر از دزدی می داند. (دیوان : ۶۸ )
دزد از مــالــــدار مــی دزدد مالــدار از ضعیف تر از خویش
گرچه هر یک ز دیگری بتـرند هست انصــافشان کدامیـن بیش
اجتماعی که شاعر در آن زندگی می کند ،در اثر سوءِ تدبیر دولتمردان و گوشـه گیر شدن فرزانگان و خردمندان ،هنر و خرد متروک و کم رنگ می شود؛آثار غربزدگی و بی هویتی و بی بند و باری نمایان می شود.شاعـر از چنین وضعیّت اسفباری ،دل آزرده و نـومید از پویایی و بالندگی علم و هنر در لفافه ی طنز ،انتقاد خود را به جامعه عرضه می کند. نظیر: نقش عنکبوتی (ص۹۳) ،‌رباعی(ص۹۷)،فریب عنوان (ص۴۴ )،عصر تکامل(ص۴۸) ، هنرپیشه (ص۶۸) ، هیپی(ص۷۵) ،سفر به فضا(ص۷۶) و دلقکی(ص۱۸۲) .
نظر شاعر فقط منحصر به انتقاد از سیاست داخلی کشور نیست بلکه سیاست جهانی را نیز زیر نظر دارد و هرگونه تحمیق و تحقیر را ناشایست می داند.بقـایی برنمی تابد از این که ابرقـدرتی چـون آمریکا که حقّ بشر را مطرح می کنـد و با این عنـوان قصد مـداخله در کشورهای دیگر را دارد: (دیوان : ۹۱ )
بـه زعم من ز مــردان سیـاست کسی از کارتــر مـکّارتر نیست
دلیل آن را خیلی واضح عنـوان می کند که اگر آمــریکا از حقوق بشر دفـاع می کند ،چرا پشتیبان اسرائیل است؟اسرائیلی که با اعراب می جنگد.مگر اعراب بشر نیستند؟
از ایـن حقّ بشـر را طـرح کـردن اگــر منظـور او تولیــد شـر نیست
چرا در بیــن اسرائیل و اعــراب یکی نوع بشر هست آن دگر نیست؟
شاعر، انتقاد سیاسی را حتّی در مـواردی که بین کشورهای اروپـایی حق کشی و تجـاوز اتّفاق می افتـد ، بازگو می کند و از نفس حقیقت و عـدالت گستری دفاع می کند.همه ی ابنای بشر را تمام و کمال و از روی انسانیت دوست دارد،حتّی اگر هیچ پیوندی از آب و خاک و ملیّت و منافع مطرح نباشد.چنان که به مناسبت محاکمه ی سران آلمان نازی ،پس از جنگ جهانی دوم می گوید : (دیوان : ۱۸ )
رو قـوی شو زور پیـدا کن که در پایان جنگ
آنکه غالب گشته ،معصوم است در عرف فرنگ
حق به جانب می دهند آن را که زور افزون تر است
تــا بــرای زورگــویی تنگ بـربنـدنـد تنگ
در جنـایت، هیتـلر را نیسـت با چــرچیل، فــرق
کاین یکی درنده شیر است آن دگر غضبان پلنگ
آنگه اندر دادگاه شهر نورنبــرگ هم بـود جانی قاضی و قاضی جنایتکار جنگ

این نوشته را هم بخوانید :   روند تاثیر خشکسالی برروی شاخص های کمی و کیفی توسعه پایدار در شهرستان ...