دانلود تحقیق - پایان نامه - مقاله

تحلیل محتوایی مجموعه اشعار جلال بقایی نایینی- قسمت ۲۸

تا چــو گردد هدفم مرغ قشنگ غرق در خون کنمش چون سلاخ
پیکـرش با هـدفم تـا شـد جور مگسـی جست به روی مگـسک
دست بــردم کـه کنـم او را دور مـرغ هشیار درافتــاد بــه شـک
گرچـه آن کبک مـرا هیچ نـدید از دل خـویـش بــرآورد صفیـر
بـال بـرهم زد و از جـای پـرید پیش از آنـی کـه رهـا گردد تیـر
بار دیگر بـه سـر کــوه نشست بخـرامیـــد همــی قهـقهـه زن
ز انکه از دام خطر بیرون جست بـود آن قهقهـه اش طعنه به من
تصویـرهای این توصیفات بسیار ساده هستند.عناصر خیـالی که صورخیال آن را تشکیل می دهد به طور طبیعی از اجـزای دیگر طبیعت و دنیای مـاده است کـه نتیجه ی طبیعی موضوع شعر است.
غــرشی کرد تفنگ از پس سنگ او هـدف گشتــه و غلتیـد به خون
صلح جویی که نبودش سر جنگ جـان شیـرین ز تنـش رفـت برون
سر ببـریـده اش افتــاد بــه پیش پــر و بـالی زد و بـالی جنبــانــد
بهر تودیع جگرگوشه ی خـویش پـای هـا را عـوض دسـت تکانـد
چـو مـن البتــه فراوان هستنــد این جنـایت نه همین یک بار است
جوجــه ها هم همگان دانستنــد کـه بشـر سخت جنـایتــکار است
بقـایی در این شعر و ترکیب بند سی و دو بیتی شور رستاخیز(دیوان : ۱۲۵ ) گذشتـه از وصف هایی که از طبیعت می کند،در حـوزه ی معانی تجریـدی یا تصاویـری که از انسـان و خصـایص اوسـت از طبیعت و عنـاصر آن کمک می گیـرد.او در همین منظـومه ضمن توصیف دقیق و جزئی وقوع حادثه ی سیل به بیان عشق مادری می پردازد ، همان طور که در شعر شکار کبک نیز به این موضوع پرداخته بود :
با چنــان مهــر کــه مـادر دارد چیـزی ارزنـده تر از مـادر نیست
آنکـه مــادر ز کفش رفتـه به در نیک دانـد کـه غم مـادر چیست
در شعر شور رستاخیز با انبـوه تشبیهات و استعـاره ها مواجه هستیم که در پاره ای از آن ها تـازگی به چشم می خورد.نظیر:حلّه ی آفتاب و زره پوش نحس سربی رنگ (ابر). خیال های کلیشه ای در خلق تصاویر شعری او کم است. صـور خیال او را اغلب در هر دو جانب امـور حسی و مادی تشکیل می دهد و خیـال های انتزاعی در شعـر او نیست. تصویرسازی های او از پدیده های طبیعی ،دلیلی بر قدرت تخیل اوست.
بــه سـوی قلـه ی تنـاور کـوه رفت چون گـوی آتشین،خـورشید
قــد عـلـم کـرد در بـرابـر آن پـاره ابــری بـه سـان دیـو سپید
بـا هیـولای کـوه پیکر خویش بــه سـوی آسمـان تنـوره کشیــد
او در شعر خـود بـه خلق و ابداع تصاویر در شکل های مختلف تشبیه،استعاره و تمثیل کوشیـده است.تصاویـری ندارد که غرابت داشته باشد.تصـویرهای بقایی بسیـار زنده و پـویـاست؛یعنی حیات و جنبش زنـدگی در تصویـرها و صورخیال او بـه خوبی دیـده می شود.
به زمین گسترانـد فرش کبود حلّـه ی آفتــاب را بـرچیـد
کم کمک کـوه را کشید بـه بر دودآسـا بـه گـرد آن پیچیـد
همچو دیـوانگان هـول انگیـز گاه گریان شد و گهی خندید
آن چنــان تنگ کـرد عالم را کاسمان و زمین به هم چسبید
از غضب برفشـرد دنـدان را چــو پلنگ درّنـده و غرّیـد
زان زره پوش نحس سربی رنگ چو مسلسل گلولــه ها بارید
ناگهــان سیل در خروش آمد متلاطم به سوی دشت دوید
شــد دل کوه و دامن صحرا
متمـوج چو سهمگین دریا
شاعر به روانی هرچه تمام تر جـاری شدن سیل را تـوصیف می کند که در جای جای
آن می توان عـاطفه را لمس کرد.
در ره خـود هـر آن چـه بود و نبـود همـه را همچـو داس مـرگ درود
هرچه از خاک و خار و خس کم کرد اندک اندک بـه حجم خود افزود…
شــد دوان در میــان گــرد و غبــار همچو دریــای آتش از پس دود…
وان بنـاهای سست و خشت و گلین همــه را از فــراز کــرد فــرود
وی پس از ترسیم همــه ی خطوط و زوایای تابلــوی تلاطــم طبیعت که آن را شور
رستاخیز می نامد؛همان سیلی که همه چیز و همه کس و همه جا را در هم می شکند،
به مهر مادری و قدرت آن می پردازد: