دانلود تحقیق - پایان نامه - مقاله

تحلیل محتوایی مجموعه اشعار جلال بقایی نایینی- قسمت ۲۷

«غنا در لغت به معنای سرود ،آواز خوش که طرب انگیزد ،نغمه و سرود خوانی است.شعر غنـایی شعـری است که بیـان احساسـات انسانی را در بـر می گیرد از عشق و دوستی و نامرادی و هر آن چه روح آدمـی را متأثـر می کند.این گـونه شعر مربوط به احساسات و عوالم روحانی است .شامل موضوعاتی از قبیل عشق،پیری، وطـن خواهی،انسان دوستی، سرنوشت،توصیف طبیعت،مـرگ،خدا،وطن دوستی ،ایمان مذهبی ،خمریّه،حبسیه ،مفاخره ،هجو ،مدح ،عرفان ،مرثیه،خمریه ،شکایت و … می شود.»(ده.)
۴-۱-۱-تغـــزّل :
با وجود آن کـه مهم تـرین ویـژگی شعری بقایی و سبب اشتهـار وی ایـن است کـه وی مسائل اجتماعی و انتقـادات سیاسی و ناهنجاری های رایج فکری و اداری زمان خود را به صورت قطعات بسیار دلپذیری خلق کرده ،اما وی در جـوانی با کمال استادی و رقّـت و دقّت معنی غزل هایی نیز سروده است.نظیر :
“عجب نبود اگر چشمان او مستانه می خوابـد
حریف تازه کار آری به یک پیمانه می خوابد
ز بس افسانه ی عشقش سرودم خواب بربودش
که طفل نازپرورد است و با افسانه می خوابد
به خواب انـدر توان دزدانـه بوسیـدن سراپایش
که دزد آنگه برد کالا که صاحب خانه می خوابد
ز بس سیلابه ی خون در دلم افشاند ویران شـد
که چون سیل آید اول کلبه ی ویرانه می خوابد
من و دل قصـه ها داریم از شب زنـده داری ها
بلی دیوانـه بیدار است چون فرزانه می خوابد
من آن رندم که گر رانند از میخانه صد بـارش
به هر حیلت که باشد باز در میخانه می خوابد
پی خــال لبش رفتم بــه دام زلفــش افتــادم
چه داند مرغ وحشی دام پیش دانه می خوابد؟
بقایی شانه را از بار عشقش چون کنــد خالی؟
چو روی شانه اش زلف سیه با شانه می خوابد”
او تغـزّل های زیبایی هم در دیوان خود دارد.نظیر : بهــار(دیوان : ۱۰۳)،سخت کمــانی (دیوان : ۱۰۷)، شکار کبک (دیوان : ۱۲۹) ،کلبه ی دهقــان(دیوان : ۱۲۷)، محفل انــس (دیوان : ۱۰۹)‌،غدیـریّه(دیوان : ۱۳۵) و آثـار جنون(دیوان : ۱۲۱).
بقایی بیشترین احساسات خود را در بیان نابسامانی ها و پلشتی های جامعه و جهان نشان می دهد و علت این امر، عشق او به انسانیت و اخلاق و صلح و آرامش است که در فصل ادب تعلیمی به آن ها پرداخته شده است.
در حوزه ی ادب غنایی موضوعاتی که در اشعار بقایی مطرح می شود عبارت است از : تغزّلات ،بثّ الشّکوی، وطن دوستی ،توصیف طبیعت ،پیری، ایمان مذهبی ،انسان دوستی و …. .
۴-۱-۲-توصیف طبیـعت :
بقـایی شاعری است که به عـالم درون و بیرون هر دو تـوجه دارد.وی در وصف طبیعت منظومـه های نغز و درخشانی دارد. بیـان شاعر در وصف طبیعت آن چنان ساده است که گویی به زبان عادی سخن می گوید ؛ از جمله در چارپاره ی چهل بیتی شکار کبک(دیوان : ۱۲۹) و ترکیب بند چهل و چهار بیتی کلبه ی دهقان(دیوان : ۱۲۷) . شعر” شکار کبک ” ملودی روان و ملایمی است؛همچو رودی که آرام پیش می رود ؛طبیعی و زلال است و در دل خود،اسرار را می نماید. شعر چنین آغاز می شود :
در دل دره ی یــک کــوه بلنـــد سنگـری ســاخته دارم از سنـگ
وندر آن جای چو دزدان یک چنـد صامت و بی حرکت کـرده درنگ
در بـرم ساکی و یک قبضــه تفنگ هست پـرگشتـه و آمـاده ی کـار
راستی بـا چـه کســی دارم جنـگ بـا کـه دارم سـر رزم و پیــکار؟
شاعـر جزئیات را دقیقا توصیف می کند. بیان روایی وی خواننـده را مجذوب می کند.او چون قصه گوی زبردستی ،شنونده را با خود همراه می سازد.
مـی چـکد قطـره ی آبـی کم کم از شکــاف کمــری در دل کــوه
در یکی برکــه ی سنگی نـم نـم می شـود جمع کــه گــردد انبـوه
رســد از شاخ درختــی وحشـی نغمـه ی مرغک خواننده به گوش
می کنـد زمزمه اش جـان بخشی می بـرد نغمـه اش از سرها هوش
بقایی آن چنـان ماهرانه یک روز شکار خـود را توصیف می کند که خواننده را با خود به آن جا می برد و دقیقا همان صحنه ها را جزء به جزء برایش مجسم می سازد.
از سـر صخـره، نــواخـوان ناگاه شـد عیـان کبکـی و کـم کم آمـد
مـوشی از رخنـه ی سنگی کـوتاه جست و خیـزی زد و او هم آمـد
شاعر همچون نقاشی دقیـق از طبیعت و عناصر دنیـای بیرون نسخه برداری می کند.البته توصیفات وی با عـاطفه تـؤام است.دراین وصف قصـه وار اگرچـه تنـوع کمتر دیـده می شود،اما حرکت و حیات بیشتر است.
جا به جا گشته نشستم خاموش حبس کـردم به دل خـویش نفس
آن چنـانی کـه شنیدم در گوش بــانـگ طیّــاره ز آوای مگــس
دست ها رفتــه به قنـداق تفنگ چشم ها دوختـه بر یـک سوراخ

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.