دانلود تحقیق - پایان نامه - مقاله

تحلیل محتوایی مجموعه اشعار جلال بقایی نایینی- قسمت ۲۲

شاعر تمثیل را در مسائل سیاسی نیز به کار برده است.وی بدین وسیله مسائل سیاسی روز را در ابیات خود می آورد .
گفت این جا نیست کس تــا بشنود گفتـار ما
گفت هر دیوار دارد موش و دارد موش،گوش(دیوان :۲۰)
وی به مناسبت محاکمـه ی سران آلمـان نـازی در نـورنبـرگ گفتـه است :
گرچه غالب گشتن از افزون تر آدم کشتن است
هست مـر مغلـوب را عنـوان جانی بی درنگ
شیشه در باطن همان سنگ است و وقت اصطکاک
تیز و برنده است اما خرد می گردد به سنگ(دیوان :۱۸)
یا: ز هر ناکس که شد دارای عنـوان نشایــد کس بــزرگی چشم دارد
چو سگ را لقمه در کام است از بیم فــزون تر بـر خلایق خشم دارد
گرفتم این که خواندی گرگ را میش کی آن ارزنـده شیر و پشم دارد؟
به ظاهــر گر بـه یکــدیگر شبیهند تفاوت ها شبه با یشم دارد(دیوان :۱۰۰)
بقـایی بیشتر در مورد بیان ظلم از تمثیل بهره می برد.مانند :
نیسـت ظــالـم نبـاشــد ار مـظلـوم کــه کشـــد بــار ظلــم را بـــر دوش
شعلــه چـون مشتعل شــونده نیافت خود فرو می رود و شود خاموش(دیوان :۲۷)
یا :پرسیدم از کسی که چرا اقویای قوم افزون به دسته ی ضعفا حمله می کنند؟
با این که زین گروه گزندی نـدیده اند بی موجب و دلیل چرا حمله می کنند؟
گفتا بدین دلیل که روی سرشت خویش
سگ ها زیادتر به گدا حمله می کنند(دیوان :۳۲)
او طنز و تمثیل را هنرمنـدانه و به خوبی به کار می گیرد تا تصویری برجسته از زشتی ها و پلشتی های جامعـه ترسیم کند.زمـانی که از رجال دولتی آن چـه می بیند جز نامردمی چیزی نیست،با ایهـام ظریفی معنی مورد نظر خود را این گونه بیان می کند :
یکی گفتــا چرا نـامـردمی چنـد شــدند از خیل مــردان زمـانـه؟
مگـر ایجــاد شخصیت در آنــان شــده در کارگاهی محـرمانــه؟
بـدو گفتم که آنان عکس مــردند جز این شان نیست از مردی نشانه
ظهور عکس کی امکان پذیر است مگر در ظلمت تاریکخانه ؟(دیوان :۸۰)
شاعر گاهی تمثیل را در قالب حکایت ارائه می دهد و بدین گونه بهتر می تواند مطلب مورد نظر خود را به خواننده انتقال دهد.مانند حکایت« یخ فروشی»(دیوان : ۲۹) ،«خرس سفید» (دیوان : ۱۱ )،«تار عنکبوت»(دیوان : ۲۳ ).
به نظر شفیعی کدکنی،بهترین راه برای تشخیص تمثیل از دیگر انـواع تصویر این است که از دیدگاه زبان شناختی مورد بررسی قرار گیرد: « بدین گونه که تمثیل در معنای دقیق آن می توانـد در شکل معـادله ی دو جمله مورد بررسی قرار بگیرد.معادلـه ای است که بـه لحـاظ نـوع شباهت ،میـان دو سوی بیت (دو مصراع)وجـود دارد.شـاعر در مصراع اول چیزی می گوید و در مصراع دوم چیزی دیگر ،اما دو سوی این معادله از رهگذر شباهت قابل تبدیل به یکدیگرند و می توان آن را اسلوب معادله خواند.(۱۳۵۸ : ۸۴ )
دیــدی آخـر کز نبوغ حیــرت افزای بشر شد به یک سو پرده ی تزویر از رخسار ماه ؟
با وجود این که روشن می نمودی همچو روز چهــره ای تاریک بــودش همچو شب های سیاه
صاف و شفاف است در ظاهر ولی در سطح آن قله هـا باشد چـو کوه و حفـره ها دارد چـو چاه
این دورویی گویی از اهل زمین آموخته ا ست یا گنهـکاری که خـود را می نمـایـد بیگنـاه
خوب شد معلـوم شد بر مردم عالم که هست این جهـان گمـراه کن ما مردمی گم کرده راه
نیست این جای شگفتی کز خطای باصره
کاه کوه آید بشر را در نظر یا کوه کاه (دیوان :۱۲۳)
شفیعی کدکنی عقیده دارد که در شعر شعرای قرن دهم به بعد به ویژه شعر شعرای سبک هنـدی دو مصراع یک بیت و گاه یک بیت با بیت بعـد ماننـد دو طرف یک معـادله عمل می کنند،به طوری که مصراع اول از نظر معنی با مصراع دوم برابر است.مثلا در این بیت : روشن دلان خوش آمد شاهان نگفته انـد آیینــه عیب پـوش سکنـدر نمی شــود
مصراع دوم از حیث معنی و پیام ادامه ی مصراع اول نیست بلکه دقیقا با آن برابر است. (داد،۸۸ )به عنوان نمونه :
حشمت آزادگی در حکمت افتادگی است
خاکساری دانه را نخل تناور می کند(دیوان :۴۷)
یا: زانکه گاهی بد است و گاهی نیک پایــداری بــه مــردمی مطلـب
پـــاکــی گــوهــر و اصــالت آن ارج و مقــدار مرد راست سبـب
مــاه چــون نــور عـــاریـت دارد جلوه ای نیستش مگر در شب(دیوان :۴۸)

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است