دانلود تحقیق - پایان نامه - مقاله

تحلیل محتوایی مجموعه اشعار جلال بقایی نایینی- قسمت ۲۱

ز قلبم جوی خون جاری است این جا(دیوان : ۱۶۵ )
شاعر در قطعه ی وزیر(دیوان : ۷۴) با کلمه ی وزیر چنان هنرمندانه بازی می کند که ابتدا چندان جلب تـوجه نمی کند، اما در صورت تکرار و دقت در مایـه های اصلی هـدف شـاعر از سرودن قطعه ،هنر ظریف و شگرد لطیف او هویدا می شود.کلمه ی “وزیر” با قرار گرفتن در کنـار کلمه ی” رو “یک بار به صورت« رو و زیر »خوانده می شود و یک بار دارنده ی سمت وزارت (وزیر).گذشته از معنای طنـزآمیز آن ،نوعی هجو نیز محسوب می شـود و بدین وسیله قدرت پوشالی وزیر را به وی گوشزد می کند :
بگفتــا کسی با وزیـری جـوان کــه در نزد او کار می مـاند دیر
وزیرا من ایـن نکته دانستــه ام که در کار خـود از چه باشی دلیر
نیارد که پشتت رساند به خاک اگر مرد باشد به صولت چو شیر
تو آنی که در کشتی با حریف همیشــه به رو اندر افتی وزیــر
۳-۲- سبک ادبــی :
اسـاس جمــال هنری شعر بقایی در تشبیــه و تمثیل و استعــاره هویــداست که بــه آن ها پرداخته می شود .
۳-۲-۱- تمثیــل :
یکی از خصایص برجستــه ی تصویرهای بقـایی،گرایش به تمثیل است.او با این تصویر هنــری ،معــانی را محسوس تر می کند و در القــای مفاهیم نقش بسزایی دارد.او ایــن خصیصه را به وفــور و با هنرمندی به کار می برد.محتوای تمثیل های بقایی را به ترتیب بسامد،اخلاقی، سیاسی ، اجتماعی ،فلسفی و بثّ الشّکوی تشکیل می دهد.
“تمثیل در لغت به معنی مثــال آوردن ،تشبیه کردن ،مانند کردن ،صورت چیزی را مصور کردن ، داستان یا چیزی را مصــور کردن ،داستان یا حدیثی را به عنوان مثال بیان کردن و داستان آوردن است.در اصطلاح ادبی آن است که عبارت را در نظم و نثر به جمله ای که مَثَل یا شبه مَثَل و در برگیرنده ی مطلبی حکیمانه است، بیارایند.این صنعت باعث آرایش و تقویت و قدرت بخشیدن به سخن می شود.
تمثیل از جانب بلاغیــون همواره مورد تأویل و تفسیر قرار گرفته است.عـدّه ای آن را از مقوله ی استعـاره و گروهی از جمله ی تشبیهات دانسته اند از آن حیث که از حیث لفظ مترادفند (زمخشری و ابن اثیر)و ثانیا تشبیه عام تر از تمثیل است ؛یعنی هر تمثیلی تشبیه است ،اما هر تشبیهی تمثیل نیست.(عبدالقاهر جرجانی)”(داد ،۱۳۷۱‌: ۸۷ )
تمثیل در حقیقت شاخــه ای از تشبیه است و از همین رهگــذر است که عنــوان تشبیه تمثیلی هم در کتاب های بلاغت فراوان دیده می شود.وجــه شبه این نوع تشبیه امــری آشکارا و ظاهری نیست و بر روی هم نیاز به تأویل دارد.زیرا مشبه و مشبه به در صفت حقیقی مشترک نیستند.زمانی که وجه شبه امری عقـلی باشد.(شفیعی کدکنی،۱۳۵۸ :۸۰ )
“تصور متـأخرین از تمثیل در حـوزه ی محـدودتر و مشخص تـری قـرار دارد و به نظر صاحب انـوار الربیع : آن تشبیه حـالی است به حـالی از رهگذر کنـایه .بدین گونـه کـه خواسته باشی به معنایـی اشـارت کنی و الفاظی به کار ببری که بر معنـایی دیگـر دلالت دارد،اما آن معنا خود مثالی باشد برای مقصودی که داشته ای .”(همان ،۸۲ )
درحقیقت هـدف شاعر از آوردن مثـال ،القای بهتر مطلب به خواننده است.به عنوان مثال در تفـهیم مسألـه ی فلسفی هستی و مـرگ به قـالب حکایت و شیـوه ی تمثیل متـوسّل می شود و این موضوع را به زبانی ساده و روان بیان می کند.
کودکی داشت کاغـذی رنگین کـه از آن بـود خـرم و دلشاد
هرکجا طفل دیگری می دیـد به تفـاخر به او نشان می داد
نـوبتـی مـوقـع نشــان دادن بربـود از کفش بــه ناگه باد
در پی آن دویـد و از غفلت ناگهــان در درون چـاه افتاد
بهــر یک پاره کاغــذ رنگیـن جان شیرین خـویش از کف داد
این جهان کاغذ است و ما کودک مرگ،چاهی که برده ایم از یاد(دیوان :۴۰)
بقـایی بیشترین تمثیل را در مسائل اخلاقی دارد.وی مواردی را که در این حوزه مطـرح کرده عبارت است از :وفـاداری،وارستگی،دوری از حرص و طمع و مردم آزاری،پرهیز از بی مهری ،آزادگی، نیکوکاری،پرهیز از ظاهر فریبی و…
مرا چه خوش سخنی گفت ناصحی دانا کــه لازم است بــرای عموم ،تبیانش
که هرکه بر دگــری کار نابســامان کرد نمی رسد به یقین کار خود به سامانش
سـوای کشتن پروانــه نیست پنــداری دلیل عمر کم شمع و نــور لرزانش(دیوان :۷۲)
یا : چهــره بر پــای مهتــران سایــد بهــر ترفیــع خــویش،عنصـر پسـت
غافل از ایــن کـه بی وجــود خطـر بــه بــزرگــی نمـی تــوان پیــوست
می تــوان کــرد اگر به کـوه صعـود احتمال سقوط از آن هم هست(دیوان :۷۹)
یا: با وجود عمر طولانی و سرسبزی،چنار آتش افتــد در درونش از سرپا ماندگی
آری این اصل تبدل در همه جا صادق است
آب صافی می شود گندیده از جاماندگی (دیوان : ۶۱ )
در پرهیز از هـوای نفس و کسب فضل می گـوید :
هوای نفس رها کن بپــوی راه شـرف که تیر چـون ز هوا بگذرد رسد به هدف
ز فضل و علم و هنر،مغز را تهی مگذار
که بی بهاست اگر گردکان بود اجوف(دیوان :۵۰)
شاعر در بیان تمثیلی لطیفی در مورد بی مهری با ایهـام و طنز چنیـن می گوید :
کس می نتوانـد که ببینـد دگـری را گــر یک نظـر از مهـر بـه رویی نگشـودنـد
مردم همه ایننـد مگر مـردم چشمان همسایـه ی دیوار بـه دیوار نبودند؟(دیوان :۵۹)
یا:از کس وفا مجوی که چون جای مردم است
آب دو چشم نیز به یک جو نمی رود(دیوان :۹۸)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.