دانلود تحقیق - پایان نامه - مقاله

تحلیل محتوایی مجموعه اشعار جلال بقایی نایینی- قسمت ۳۱

چو درک کرده که مغلوب گشته کشورشان نثــار کرده در ایــن راه اشکی و آهی
تو نیز مردی و غیرت از آن سه تن آموز جــوان کشور ایران اگــر وطن خواهی
وی در اشعار خود مسائل گوناگون جامعه را مطرح می کند.مانند : گرایش به غربی ها در لباس پوشیدن(مینی ژوپ)،اوضاع بد مجلس و دروغ و دغل در انتخاب وکیل برای مجلس، وضع کارگران ،ورود مستشاران خارجی ،جشن فرمایشی ،انقلاب سفید ،ساواک ،لکه ی ننگ پهلوی ،حقوق بشر و…. .(ر.ک. مضامین اجتماعی ـ سیاسی )
بقایی گاه از اوضاع بد جامعـه یا شهر خود می نالـد و از بی توجّهی مسئولان کشــور گله دارد.مانند :
همچو ادوار سلف حق عمومی شد تلف و آن که بستانـد از این نامردمان تاوان نماند
چند تن طامع اراضی را چنان بربوده اند کز برای مــدفن امــوات، گورستــان نماند
زان همه املاک موقوفات و اموال عموم بهر کس چیزی به جا زین چند بی ایمان نماند
خوی انسانی در آنان گویی از اول نبود یا در ایــن انسان نمایان شیمت انسان نماند
بقایی در منظومـه ی بلند گزارشنــامه(دیوان : ۱۶۸ -۱۷۸ ) ضمن بیان شرح حال اداری خود به تفصیل به نابسامانی های جامعه می پردازد.وی از هجوم انگلیس و روس به فغان آمده،از سربازان سلحشور یـاد می کند و حسرت دارد که راد مردان کجا رفته اند ؟ او از اوضـاع پریشان کشور شکوه می کند و صدمات به بار آمده را می شمارد.
چرا این طور شـد اوضـاع کشور؟ چـه غوغایی است این الله اکبر ؟
چو شد در دوره ی منصور این کار از آن نـامش مرادف گشته با دار
سپس چـون آمـد آقــای فـروغی بــه هم بربست پیمـانی دروغـی
کمی آرام شــد تشـویش مــردم بحــار وحشت افتــاد از تلاطم
که با مـا هیچ کس کـاری نـدارد خیـــال مــردم آزادی نـــدارد
بقایی شاعری است وطن پرست ؛برای او تباهی و فساد رایج در محیط اداری و اجتماعی شدیدا آزاردهنده است به طوری که در دیوان خود هر جا که شد زبان به انتقاد می گشاید و اندوه خود را از این گونه مسائل بیان می کند :
ولـیکـن بــــاز دزدان ادارات بـــرای اکتســاب افتخـــارات
دوبــاره دست دزدی برگشودند بــه هرجا بود هر چیزی ربودند
بدان سان رشوه را بازار شد گرم که وجدان دارد از تذکار آن، شرم
خصوصـاً خائنیــن اقتصـــادی تمتّــع یافت زین قسمت زیادی
گــروهی دزد آدمخــوار بـاری بـه نـام پخش جنس خوارباری
چه حق هایی که از مــردم ربودند چه خون هایی که بر دل ها نمودند
در ایــن قحط و غلا و ایـن گرانی عــلاوه بــــر بــلای آسمــانــی
قشــونی یک طــرف سـرباز گیرد کلاه ملّــت از ســر، بــاز گیـــرد
ز پــای مــردم بیچــاره ی عــور کنـــد شلــوار را امنیّـــه بـا زور
او از سؤءِ مدیریتی کشور و مصیبتی که بی کفایتی رجال دولتی به بار آورده فریادها دارد، از این که راه بر مستشاران گشوده اند و مملکت را به آنان سپرده اند تا هرچه می خواهند بکنند، می نالد.از شخصیت هایی نام می بـرد که در وخـامت اوضاع اقتصادی ایـران مؤثر بوده اند، نظیر دکتر میلسپو آمــریکایی که بـرای دومین بار مالیّه ی ایران را به اختیار خود گرفته است.
مصیبت بود کم در کشـور مـا کــه آمــد مستشــار از آمــریکـــا
چه هـا کردنـد خیل مستشاران که شــد یک درد مـا زان ها هزاران
به لطف حضرت دکتـر میلسپو بــه نرخ رادیــوم شــد ارزش جو
گرانی را چنان شـد گرم، بازار که چون یخ گشت پیشش شعله ی نار
او از کنفـرانس تهران و جمع شـدن به اصطلاح علمــداران آزادی (روزولت ، استالین و چرچیل) به طنز و تعریض می گوید آن ها جمع شدند تا آزادی کامل به بشر دهند ؛حدود هرکسی معلوم باشد و جهان نیز به خاطر آزادی محفوظ باشد.شاعر می گوید برای استقلال ایـران هر سـه با هم گریبان دریـدند و منّـت بی حـدّ وحساب نهادند .کشـور دستخـوش دگرگونی شد ،آن ها به تقسیم مناطق رأی دادند و خیانت کردند .
چه سان در مملکت آتش فکندند ؟ نهـــال امنیّــــت از بیـخ کنــدنـــد
چــرا در مجلـس شــورای ملّــی خیــانت شــــد وکیلان را جبــلّـی؟
گروهی شــوروی را کاســه لیسند گــروهــی جیــره خــوار انگلیسنـد
میــان این همــه افــراد فــاسـق چــرا شــد منفــرد دکتـر مصـدّق؟
خـرابی را مجـو ای دوسـت علّت مگــر در کعــبه ی آمـــــال ملـّت
بلی از دسته بندی های این جاست که شد تشکیل احزاب چپ و راست
مگر ملـزم شــدند انــدر وکـالت کــه بهــر اجنبـی بـــاشنـد آلـــت
دریغا هیچ کس فکر وطــن نیست کسی جـز در خیال خویشتـن نیست
ولــی افسـوس مـی بینـم از آثـار که دارد فــرق بــا گفتــار، کـــردار
مگر اقـوال آن ها نادرست است؟ که چون پیمان سعد آباد سست است

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است