دانلود تحقیق - پایان نامه - مقاله

تحلیل محتوایی مجموعه اشعار جلال بقایی نایینی- قسمت ۱۶

گــویند که ارث پدر ماست همـه یا للعجب این همه پدر داشته اند؟(دیوان : ۹۸ )
یا در قطعه ی دیگر ،پرده از کار ایشان برداشته ،می گوید :(جزو دست نوشته های بقایی است.)
زمیـن بـاز را از زمیـن بـازگیــر زمیــن گیــر را هــم زمیــن گیــر کــن
در قطعه ای دیگر با مطلع :
دردا که ز جور دو سه تن پیرو مزدک یا چنـد ستمباره ی بی مـذهب و مسلک
به سیـاهکاری ارباب جور و ستم اشاره می کند.( جزو دست نـوشتــه های بقـایی است.)
کز کار زمین خواری و یغمای اراضی از آز نگشتنــد دمــی فــارغ و منفــک
موقوفه ی مغصوبه و املاک عمـومی ویران ز گریدر شد و هموار به غلطک…
بقایی این تعـدی ها را گوشه ای از نابسامانی تمام مملکت قلمداد می کند که حقیقتا چنان بوده است.گویـا آثار چنین تصرفاتی در آن برهه از زمان ، بیش از گذشته ها مشهود است؛ به همین جهت می نالد و می گوید :
هر دیاری را سروسامان اگر گویند هست پس چرا بهر دیار ما سروسامان نماند
چند تن طامع، اراضی را چنان بربوده اند کز برای مدفن اموات ،گورستان نماند
زان همــه املاک مــوقوفات و امــوال عمــوم
بهر کس چیزی بجا زین چند بی ایمان نماند(دیوان : ۹۶ )
شیـوه ی شاعـری او قطعه پردازی و سرودن قطعات انتقـادی است که بـه نوعی آیینـه ی اوضاع اجتماعی و اداری و سیاسی زمان شاعر است. شاعر در سرودن شعر،خود را مقیّد به رعایت سبک خاصی نکـرده و برای بهتـر سرودن ذوقیـّات خود ،محضر استـادی را درک نکـرده است.وی از این که نتوانستـه است از طبـع خود،استفاده ی هنرمنـدانه تـری داشته باشد، احساس زیانکاری می کند .
نکردم انتخاب سبک مخصوصی که تا گـویم مطیع سبک هنـدی یا عراقی یا خراسانم
ولی از شعر نوپرداز هم دل خوش نمی دارم اگرچه در همه نوعی بود طبع به فرمانم
نه بودم اوستادی تــا سخن را از وی آمـوزم نه دارم رهنمایی تا که برهاند ز خسرانم…
تو گویی ازبرای من مقــدر هست این مشکل
که دیدار سخن سنجان میسر نیست آسانم(دیوان : ۱۱۴ )
۳-۱-۳-۱- منــاظره ســرایی :
ملک الشّعرای بهار در مقدمه ای که بر دیوان پروین اعتصامی نوشته است،چنین می گوید:
“مناظره یا سؤال و جواب گویا از قدیم الایام خاص ادبیات شمال و غرب ایران بوده و در آثار پهلـوی مـاقبل از اسلام هم مناظرات دیده شده و در میـان شعرای اسلامی نیـز بیشتر مناظرات به شـاعران آذربـایجان و عراق اختصاص داشتـه است.قصـاید اسدی طوسی که در مناظـره است مجموع آن ها در آذربایجـان سـاخته شده و سـایر مناظرات نظم و نثر از نظامی گنجوی تا خواجوی کرمانی گواه این معنی است…معلوم نیست چرا شیوه ی مناظره که قدیم ترین اسلـوب حسن ادای مقصود و یکی از بزرگ ترین شیوه ی سخن گویی و استادی شمال و غرب ایران بوده ،تا این حد در زیر سبک خراسانی محکوم به زوال شده است که جـز قسمت کمی در کتب خطّی و مختصری غیر قابل ذکر در ضمن سـایر آثار اساتید چیزی از آن بر جای نمانده است.
بالجمله آن چه معلوم است خانم پروین از روی فطرت و غریزه ی خویش،بارِ دیگر، این شیوه ی پسندیده را در قطعات خود احیا کرده است.” (۱۳۷۹ :۴۲ )
شاید بتـوان گفت در عصر معاصر بعـد از پروین اعتصامی،جلال بقایی نایینی تنها شاعری است که شیوه ی سخن گویی منـاظره را در قطعـه های خود احیا کرده است و این مسأله یکی از برجستگی هـای شعـری او محسوب می شـود.بزرگان،بقـایی را در شیوه ی قطعه سرایی تالی ابن یمین می دانند.
حجم قابل توجهی از قطعات بقایی را مناظرات وی دربر می گیرد.بن مایه ی مناظرات غالباً مسائل سیاسی،اخلاقی ،فلسفی ، اجتمـاعی و گاهی نقد ادبی است و به مسائل رایج در عالم ادبیات مربوط می شود. در نظر شـاعر ،هر پدیده ای در این جهان مادی ،زبان مخصوص به خود را دارد.شاعر می تواند با آن ها گفتگو کند یا گفتگوی بین پدیده ها را که در نظر انسان های معمـولی کاملا جـامـد و بی روح هستند،بشنـود؛ نکات اخلاقی و انتقـادات سیـاسی و اجتمـاعی را از زبان آن ها بیـان کند. حتی ممکن است ایـن مناظره ،بین شاعر و افراد خیالی صورت گرفته باشـد.شاید علت معروفیت و محبوبیت بقـایی در بین اهل ادب بـه واسطه ی چنین بـذله گـویی ها و نکتـه سنجی های شیـرین و عجیب باشـد.در فصل ادب تعلیـمی ، محتوای اغلب این مناظره ها مورد بررسی قرار گرفته است.
در برخی از مناظـرات بقایی از ضرب المثل های رایج استفـاده شده است.به عنوان نمونـه ضرب المثل “سگ به انسان فقیر می جهـد”که در قطعه ی “سگ ها زیـادتر به گدا حملـه می کنند”(۳۲) ،یا قطعـه های «الجنون فنون(۶۹)،غنیمت سگ(۶۴)،از ما بهتران (۲۰)،ارث خرس (۸۵)،خیره سر(۲۲)،پیغام (۱۱۲)، کـاه مفت(۵۶)،پشم ریزی(۱۰۹)و دختـر قالیباف (۴۰) »که قطعه ی اخیر مشحون از اصطلاحات موسیقی و جزو شعرهای درخشان شاعر است.قصد اصلی بقایی در این قطعه ها آموزش اخلاق به خواننده است.
۳-۱-۳-۱-۱-مقایســه ی مناظرات پـروین اعتصامی و بقـایی :
پروین اعتصامی در قطعات خود از زبان نخ و سوزن،سیر و پیاز،کلاغ و طاووس و چشم و مژگان، مور و مار، سوزن و پیرهن،دیگ و تاوه ،خاک و باد ،ابر وباران ،کوه و کاه ،صیاد و مرغ،کرباس و الماس ،و…سخن می گوید.نتیجه ی اکثر قطعه های او پند و اندرز،حکمت و اخلاق ، نوعدوستی و دوری جستن از رذایل و نشر فضایل است.
بقایی همچون پروین سخن خـود را از زبان پدیده های دیگر بازگو می کند.مانند: بوته ی گیـاه و درخت،خر و روبـاه ،کوه و تپـّه ی خاکی، ماکیـان و شاهباز،مـورچـه ی بالـدار و بی بال ،عقاب و ماکیان ،کنده ی درخت و هیزم شکن ،عقاب و ما

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

کیان ،ستون بنا و تیر بنا ،بلبل و زاغ،زنجره و کلاغ ،ماکیان و بط،غـوک و جولاهه،خارکن و پسر، ،محقق و حبـاب برقی،گل خـوشبو و گل خودرو،دیـوانه و فرزانه ،حریص و گربه،عابر و بوته ی خار و ….
بقایی مانند پروین مناظراتی با مضامین اخلاقی سروده است.نظیر: نمی ز یمی(دیوان:۴۴ ) ، رسم آدمیّت (دیوان : ۱۰۲) ،عیب جـو(دیوان : ۴۳ ) ،فرصت محـدود (دیوان : ۴۴-۴۳)، پنــد پدر(دیوان : ۴۳)، گـواهــان (دیوان : ۴۱)، هوی (دیوان : ۳۸) ، گله از نـوع(دیوان : ۳۹) ،مـادر(دیوان : ۳۶)،خـامی(دیوان : ۳۷-۳۶)،خـون بیگنــاه(دیوان : ۳۶) ،زمین بوسی (دیوان : ۳۵)،مرکب خیـال (دیوان : ۳۵)،مولـود بیسوادی(دیوان : ۳۲)،سگ و گدا(دیوان : ۳۲) و…
برخلاف پروین گاهی خود بقـایی در مناظراتش حضور دارد .نظیر : شـاعر و دیوانه در قطعه ی«باش آدم» (دیوان : ۵۳):
دوش دیــوانه صــورتی بــا من گفـت از روی سخـره بـــا لبخنـــد
ای که هستی ز شعر خــود خرم ای که هستی ز فضـل خود خرسند…
باش انسان نبــاش خوش گفتـار بـــــاش آدم نبـــــاش دانشمنـــد
یا : شاعر و حکیم در قطعه ی «هم پشتی »(دیوان : ۶۱) :
روزی این نکته ی پرفایـــده را پرسیـدم از حکیمی کــه بــه کیفیّت اشیا رهجوست
که چرا ارّه که لرزد تنش از شدت ضعف می شکافد دل هر کنده و می درد پوست؟
گفت برّندگی و قــدرت کـار و هنــرش از هم آهنگی و هم پشتی دندانه ی اوست
یا : شاعر و دلش در قطعه ی «دامن زاینده رود»(دیوان : ۶۲ ) ‌:
تا وارهـم ز غصه گشودم بـه دست فکر بـر روی دل،دریچــه ی گفت و شنــود را