فایل های دانشگاهی

بررسی رابطه مدیریت سرمایه در گردش با ضریب واکنش سود و مدیریت سود در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۶

دو رویکرد به این نظریه در نوشته­های مدیریت سود مطرح است: رویکرد سهامداران و رویکرد ذینفعان. هر دو رویکرد ریشه در کار جنسن و مکلینگ[۴۱](۲۰۰۳) دارند.
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
طبق رویکرد سهامداران یا رویکرد سنتی به نظریه ی کارگزاری، تضاد منافعی بالقوه بین سهامداران و مدیران وجود دارد. مدیران می­کوشند ثروت خود را بیشینه کنند. این ثروت با افزایش پاداش، افزایش ارزش اختیارنامه­های سهام یا ارزش سهام، یا کسب موقعیت شغلی بهتر افزایش می­یابد. تاکید بر سود کوتاه مدت و فدا کردن سود بلندمدت بهترین و کوتاه ترین راه افزایش ثروت است . بر این اساس مدیران مشوق لازم را برای مدیریت سود دارند(ولی زاده، ۱۳۸۷).
طبق رویکرد ذینفعان به نظریه­ی کارگزاری تضاد منافع به تمام گروه­های ذینفعان تعمیم داده می­ شود. پرایور و تریبو (۲۰۰۶)[۴۲] معتقدند بر اساساین رویکرد مدیران نه تنها با سهامداران که با دیگر گروه­های ذینفعان شرکت رابطه دارند. آنان رابطه ی مثبتی را بین مدیریت سود و مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت یافتند(ولی زاده، ۱۳۸۷).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۲-۲-۲-۳ نظریه­ی حسابشویی:
جوردن و کلارک[۴۳](۲۰۰۵) می­گویند نظریه ی حسابشویی یا استحمام قائل به این است که اگر شرکتی در یک سال سود پایین را تجربه کند ممکن است سود آن سال را با شستن یا استحمام دارایی­ ها(تبدیل آنها به هزینه) کاهش دهد. بر این اساس اگر حسابشویی در چارچوب اصول حسابداری پذیرفته­ی همگانی باشد مدیران بعدا اًز بابت حسابشویی­هایی که قبلا اًنجام داده اند جریمه و توبیخ نمی­شوند(ولی زاده، ۱۳۸۷).
حسابداری 250″ />
بعضی دیگر مانند زاروین[۴۴](۲۰۰۳) معتقدند حسابشویی زمانی رخ می­دهد که مدیران جدید جایگزین مدیران قبلی می­شوند و برای این که بعداً عملکرد خوبی از خود نشان دهند حسابشویی اساسی راه می­اندازند. مهمترین ضعف این نظریه این است که نگاه بخشی به مدیریت سود دارد. به عبارت دیگر فقط بخشی از فعالیت­های مدیریت سود را تبیین می­ کند(ولی زاده، ۱۳۸۷).
۲-۲-۲-۴ نظریه­ی پذیرایی:
جوردن و کلارکک(۲۰۰۴) نظریه­ی پذیرایی را برای تبیین مدیریت سود از ادبیات تامین مالی وام گرفته­اند. آنان معتقدند مدیران با متورم کردن اقلام تعهدی از خوشبینی سرمایه گذران نسبت به سود پذیرایی می­ کنند. بر اساس این نظریه سرمایه ­گذاران اشتهای بسیار زیادی برای سود غافلگیرکننده یا سورپرایز نشان می­ دهند و مدیران با متورم کردن اقلام تعهدی از این اشتها پذیرایی می­ کنند. به نظر آنان سه مقدمه و پیش­فرض بر اساس این نظریه وجود دارد: ۱- یک تقاضای غیر ارادی برای شرکت­ها وجود دارد که به سودهای شگفت انگیز و غافلگیرکننده برای ارزش­گذاری وزن بیشتری می­دهند؛ -۲ محدوده های تفاضل­گیری سرمایه گذاران نیز نمی ­تواند این تقاضا را پس براند، و -۳ مدیران به مزایای کوتاه مدت پذیرایی وزن بیشتری در مقابل هزینه­ های بلندمدت مربوط می­دهند(ولی زاده، ۱۳۸۷).
۲-۲-۲-۵ نظریه­ی شرکت:
مباحث این بخش عمدتا مبتنی بر کار رانن و یاری(۲۰۰۳) است . پیش از این گفته شد که چرا این نظریه در مقایسه با رقبایش مسلط و عام است. از منظر دیگر میتوان گفت چون شرکت­ها تولیدکنندگان و گزارشگران اطلاعات حسابداری هستند، طبیعی است اهمیت سود از منظر نظریه­ی شرکت پژوهیده یا کند و کاو شود(ولی زاده، ۱۳۸۷).
در ادبیات حسابداری و مالی سه رویکرد اصلی به نظریه­ی شرکت تبیین شده است که به ما اجازه می دهند این نظریه را به عنوان یک نظریه­ی مسلط از میان نظریه­ های مدیریت سود بازشناسی کنیم . چون نظریه­ های دیگر مدیریت سود هر کدام جایگزینی برای یکی از این رویکردها شده ­اند و به طور مستقل عرضه اندام کرده ­اند. سه رویکرد اصلی به تعاریف شرکت که نظریه­ی شرکت را به حوزه­ حسابداری پیوند داده­اند عبارتاند از : رویکرد هزینه ی قراردادها، رویکرد تصمیم گیری، رویکرد سیاسی – قانونی(ولی زاده، ۱۳۸۷).
سنگ بنای تمام این رویکردها این است که جدایی مالکیت از کنترل را به عنوان وجه مشخصه­ی شرکت­های عام به رسمیت می­شناسند. سهامداران تملک می­ کنند و مدیران کنترل می­ کنند. تضادی بالقوه بین مدیران شرکت و سهامداران وجود دارد، و هر دو گروه عقلایی رفتار می­ کنند. در اینجا عقلایی بودن با منفعت طلبی شخصی به معنی فرصت­طلبی برابر است. میدانیم که چون مدیران، و نه مالکان، اکثر تصمیمات شرکت را می­گیرند. بنابراین تضاد منافع بین دو طرف را بر می­انگیزند. تصمیمات گرفته شده توسط مدیران لزوماً با خواسته ­ها و آرزوهای سهامداران منطبق نیست. هر طرف برای این که عاقلانه رفتار کنند اقداماتی را انجام می­دهد که برای خودش منتفع و سودمند باشد، بی آنکه لزوما نفع طرف دیگر را به حساب آورد. این رویکردها به رغم شباهت­هایشان، از دوجنبه با یکدیگر تفاوت دارند . نخستین تفاوت در این است که مخاطبان سود حسابداری، یا گروه­های “برون شرکتی”، تا چه اندازه بدون اتکاء به اعداد حسابداری از سود اقتصادی واقعی شرکت مطلع هستند آیا دانش کافی دارند؟ . اگر اعداد حسابداری هیچ اطلاعات جدیدی را درون خود نداشته باشند، بعید است سودها با ارزش باشند. دومین تفاوت به قدرت سهامداران خاموش و دورافتاده، و دیگر برون شرکتی­ها برای انجام تصمیمی مفروض مربوط می­ شود آیا قدرت کافی دارند؟. آنان ممکن است درست انتخاب نکنند چون قدرت لازم را برای این کار ندارند. این چشم انداز تلویحا مًی­گوید که حتی وقتی اعداد حسابداری اطلاعات فایده مندی را نقل می­ کنند، به رغم آن ممکن است بیاهمیت باشند چون هیچ پیامد اقتصادی ندارند(ولی زاده، ۱۳۸۷).
عکس مرتبط با اقتصاد
سه رویکرد بر طبق دو معیار طبقه بندی می شود: دانش و قدرت.
رویکرد هزینه­ قراردادها، دانش کامل(و تلویحا قدرت)را می­پذیرد . تفاوت اصلی این رویکرد از دو رویکرد دیگر، رویکرد تصمیم ­گیری و رویکرد سیاسی- قانونی، این است که دو تای دیگر یک “چشمداشت اطلاعاتی” را می­پذیرند که ایدهی بنیادین آن وجود ناقرینگی اطلاعات بین مدیران و دیگر ذینفعان است. دلیل ناقرینگی این است که مدیران اطلاعات برتر و فراوانتری دارند. تفاوت بین رویکرد تصمیم ­گیری و رویکرد قانونی – سیاسی متکی به مفروضاتشان از سهامداران است . اولی سهامداران را قدرتمند اما بدون دانش و ناآگاه در نظر می­گیرد . اما طبق دومی، مسئله­ سهامداران اساسا پایش مدیران است، چون آنان دانش و قدرت لازم را برای ادای این وظیفه ندارند(ولی زاده، ۱۳۸۷).
۲-۲-۲-۶ رویکرد هزینه ی قراردادها
۲-۲-۲-۶-۱ رویکرد
طبق این رویکرد شرکت به عنوان رشته ای از قراردادها تعریف می شود. قراردادها بین شرکت و اشخاص برون سازمانی مانند قرض دهندگان، و بین شرکت و درون سازمانی­ها مانند مدیران و دیگر کارکنان بسته می­شوند(مرادزاده، ۱۳۸۹).
علت وجودی قراردادهای نوشتاری مدون یا رسمی( در مقایسه با تفاهم های گفتاری یا شفاهی) تضاد منافع میان طرف­های قرارداد است . برای مثال، قرض دهندگان ترجیح می­دهند، پیشاز آنکه آنان به اصل پولشان برسند شرکت سود تقسیمی به سهامداران نپردازد. کارکنان ترجیح می­ دهند حقوق و مزایای بیشتری داشته باشند، حال آنکه مالکان ترجیح می­ دهند به آنها کمتر بپردازند(مرادزاده، ۱۳۸۹).
با وجود تضاد منافع بین مدیران و سهامداران، به نظر عقلایی است سود را به عنوان متر یا اندازه­ عملکرد در نظر بگیریم، که سهامداران با آن می­توانند مدیران را پایش کنند. مخصوصا اعداد حسابداری به عنوان مبنایی برای قراردادهایی انجام وظیفه می­ کنند که کلیت شرکت را تشکیل می­دهند. به این دلیل از اعداد حسابداری استفاده می­ شود که برای هر دو طرف قرارداد مشاهده پذیرند، و از این رو امکان طراحی قراردادهایی را می­ دهند که برای شخص ثالث از قرارداد، مثل دادگاه یا داور مرضی الطرفین، سندی قانونی را برای صدور حکم و اجرائیات قانونی به دست می­دهند(مرادزاده، ۱۳۸۹).

نمودار ۲-۱ طبقه بندی سه رویکرد متفاوت به نظریه­ی شرکت با دو معیار دانش و قدرت(مرادزاده، ۱۳۸۹).
اگر طرف­های قرارداد رویدادهای اقتصادی نهفته و زیربنای اطلاعات حسابداری را بدانند و از اعداد حسابداری فقط در مقام یک زبان برای اندازه ­گیری و تعیین عملکرد شرکت استفاده کنند، آنگاه اعداد حسابداری هیچ ارزش ذاتی بیش از ارزش زبان خاصی )مثلا فًارسی یا انگلیسی( که قرارداد با آن نوشته می­ شود، ندارند.
چه وقت اعداد حسابداری با ارزش هستند؟ فقط وقتی با ارزش هستند که قراردادها با تغییر شرایط اقتصادی تعدیل نشوند یا وقتی که تعدیل قراردادها هزینه بر باشد و طرف­های قرارداد ترجیح بدهند از آن صرف نظر کنند. مثلا،ً قراردادی را بین یک شرکت و قرض دهندگانش در نظر بگیرید . این قرارداد بدهی چند تعهد آستانه ای را مشخص می کند، باشد شرکت X که به موجب یکی از آنها اگر سود تقسیمی شرکت X کمتر از عدد آستانه ای نباید سود تقسیمی بین سهامدارانش توزیع کند. موردی را در نظر بگیرید که در آن سود از پایینتر می ­آید نه به این خاطر که شرایط اقتصادی رو به و خامت گذاشته است بلکه به این خاطر که هیئت استانداردهای حسابداری یکروش اندازه گیری جدید را تجویز کرده است که سود مورد گزارش را کاهش می­دهد . این عدد پیامد اقتصادی دارد، چون پرداخت سود تقسیمی به سهامداران را متوقف می­ کند. با این وجود، اگر شرکتی که به این آستانه رسیده است در مورد قرارداد بدهی مذاکره­ی مجدد کند و در نتیجه قرض دهندگان را به سوی پایین تعدیل کنند، آن گاه، یقینا،ً روش اندازه ­گیری جدید پیامد سطح اقتصادی ندارد(مرادزاده، ۱۳۸۹).
ترکیب دو شرط ناقص(ناکامل) بودن و فرصتگرایی، قراردادهای ناقص را در معرض تعدیل نسبت به تغییر شرایط اقتصادی قرار می­دهد و از این رو، به ارقام مالی حسابداری اهمیت می­بخشد . یک قرارداد امکان ندارد واقعا بینقص یا کامل طراحی شود، و بتواند تمام رویدادهای آینده را تصریح و مشخص کند . بنابراین، قراردادهای واقعبینانه ناقص هستند، چون بعضی از رویدادهای آینده توسط طرف­های عقلایی و محدود غیرقابل پیش ­بینی هستند . این حقیقت که قراردادها ناقص هستند فی نفسه کافی نیست تا اعداد حسابداری را با ارزش سازد، چون طرف­های قرارداد دائما می توانند قرارداد را تجدید نظر کنند تا تغییر شرایط را بازتاب دهد. به علاوه، اگر طرف­های قرارداد فرصت طلبانه رفتار کنند، آن گاه یکی از آنها ممکن است از تعدیل قرارداد امتناع کند . در نگاه اول، به نظر می­رسد نظریه­ی هزینه­ قراردادها به قراردادهایی محدود می­ شود که فهرستی انعطاف­پذیر از اختیارات مذاکره­ی مجدد کافی را ندارند، این در حالی است که مذاکره ی مجدد در حقیقت یک پدیده­ کاملاً طیفی و دامنه دار است . اگر اختیارنامه­های سهام داده شده به مدیران به دلیل سقوط قیمت سهام پس از اعطای آنها پول آور یا ثروت افزا نباشد، هیئت مدیره ممکن است شرایط پاداش را بازتعدیل کند . اگر شرکتبه لحاظ فنی در مورد تعهدات بدهی قصور کند، بستانکاراناش ممکن است یک دادنامه­ی اسقاط حق صادر کنند، و اگر شرکت در بازپرداخت یک قرض قصور ورزد، بستانکاراناش ممکن است درباره ی قرارداد قرض­دهی مذاکره­ی مجدد کنند یا حتی بدهی را به سهام تبدیل کنند . از این رو، گونه­ دیگری از رویکرد هزینه­ قراردادها آن است که فعالیت قرارداد بستن و نیز مذاکره­ی مجدد پرهزینه است، و این هزینه­ها را می­توان با داشتن مجموعه ­ای از اندازه­ های حسابداری بهتر و کاراتر کاهش داد(بهارمقدم، ۱۳۸۹).
یعنی، اعداد حسابداری به این دلیل مهم هستند که اندازه ­گیری بهتر رویدادهای آینده از شدت و درجه­ نقص قراردادها می­کاهند و به تبع آن نیاز برای مذاکره­ی مجدد را که پرهزینه است کاهش می­دهند. این چشم انداز به ارزش اعداد حسابداری را می­توان با شماری از پدیده ­ها تبیین کرد. مثلا،ً در شماری از پژوهش­ها تعهدات آستانه ای در قرارداد بدهی مطاله شده ­اند . این قراردادها باعث می­شوند از نقص تعهدات آستانه­ای پیشگیری کرد. اهمیت اعداد حسابداری برای قراردادها هم چنین تفاوت در واکنش بازار سهام نسبت به شناخت یک معامله به عنوان هزینه در صورت سود و زیان را به جای افشای آن در یادداشت صورت­های مالی تبیین می­ کند . این دو شیوهی گزارشگری، یک نوع اطلاعات را انتقال می­دهند، اما تاثیرشان بر اعداد حسابداری مورد استفاده به عنوان مبنایی برای قراردادهای کتبی(صوری) بین شرکت با طرف­های قراردادش متفاوت است(بهارمقدم، ۱۳۸۹).
نگاه طرفداران نظریه­ی حسابداری اثباتی تقریبا به رویکرد قراردادهای پرهزینه نزدیک و مرتبط است چون در اینجا بر قراردادهای کتبی تاکید می­ شود و این قراردادها توسط طرف­هایی طراحی می­شوند که از آنان انتظار می­رود آنها را اجرا کنند، بنابراین نظریه­ی حسابداری اثباتی می­پذیرد که قراردادها می­توانند دربرگیرنده­ی مواردی چون وصول مالیات و صنایع تحت انتظام یا مقررات­گذاری باشند . قرارداد بین شرکت و مقررات­گذاران یا نهادهای انتظام­بخشی یک قرارداد اجتماعی است . یعنی، اگر چه شهروندان قرارداد مکتوب با مقررات­گذاران ندارند که در آن تصریح شده باشد آنان امنیت و تحصیلات رایگان را به ازای پرداخت مالیات خواهند گرفت، اما هر کس مالیات می ­پردازد انتظار دارد به ازای آن خدمات دولتی و حکومتی دریافت کند. مشکل این قرارداد اجتماعی آن است که مشتری ناراضی نمی ­تواند پرداخت مالیات را متوقف کند؛ او فقط می ­تواند امیدوار باشد تغییری در دولت رخ دهد(بهارمقدم، ۱۳۸۹).
۲-۲-۲-۶-۲ دیدگاه مدیریت سود
رویکرد هزینه­ قراردادها متضمن آن است که مدیریت سود یک رفتار فرصت­طلبانه است . به این معنی که هدف دست یافتن به چند عدد تعیین شده در یک قرارداد مکتوب)صوری) است که توسط شرکت و طرف­های قراردادش امضاء شده است . مثلاً شرکتی که سودش از سود آستانه­ای تصریح شده به موجب تعهدات بدهی در قراردادهایش با قرض دهندگان پایینتر است احتمالاً برای اجتناب از نقض یا شکسته شدن تعهدات آستانه ای بدهی، سود را رو به بالا مدیریت می­ کند(بهارمقدم، ۱۳۸۹).
دانشگاهیان طرفدار رویکرد هزینه­ قراردادها احتمالاً تعریفی مانند این را دوست دارند: مدیریت سود انتخاب روش حسابداری است که یا فرصت­طلبانه است یا کارائی اقتصادی دارد. بر این اساس وقتی مدیریت سود ارزش شرکت را بیشینه می­ کند، به لحاظ اقتصادی کارا تلقی می­ شود، و وقتی مدیریت سود، ارزش شرکت را بیشینه نمی­ کند فرصت طلبانه است(بهارمقدم، ۱۳۸۹).
محدودیت رویکرد هزینه­ قراردادها از چشم انداز مدیریت سود آن است که پدیده ی مدیریت سود فقط به شرایطی محدود می­ شود که در آن قراردادها یا نسبت به تغییر شرایط اقتصادی تعدیل نمی­شوند یا تجدید مذاکره پرهزینه است . جالب این که، در مورد قراردادهای رسمی که مقررات­گذاران در آنها درگیرند احتمال این که این قراردادها نسبت به انتخاب های حسابداری تعدیل شوند بسیار کوچک است، زیرا کارکنان دولت مشوق­های ضعیفی برای انجام تعدیلات دارند(بهارمقدم، ۱۳۸۹).
۲-۲-۲-۶-۳ رویکرد تصمیم گیری
رویکرد تصمیم ­گیری حاکی از آن است که شرکت یک موجود خیالی قانونی یا ساخته و پرداخته­ی قانونی است. اگر شرکت یک رشته از قراردادها باشد، این قراردادها به صورت درونزاد توسط افراد طراحی می­شوند . از این رو، تمرکز باید بر تصمیم­ گیرانی باشد که این قراردادها را طراحی می­ کنند. رویکرد تصمیم­گیری، به شرکت به عنوان یک بنگاه اجتماعی می­نگرد که برونداد آن منتج از تعامل­های تصمیم گیران گوناگون است که روابطشان را یا از طریق قراردادهای نوشتاری مدون(صوری) یا قراردادهای تلویحی نانوشته برقرار می­ کنند . در نتیجه، وظیفه ی پژوهش­گران رفتار شرکت­ها تعیین تصمیم­ گیران کلیدی شرکت و شناسایی سهم آنان از پسآمد یا نتیجه­ اجتماعی این تعامل­ها است . از این منظر)چشم انداز(، این پرسش که چرا سودها برای شرکت مهم هستند باید با این پرسش بازنویسی شود که چرا سود برای تصمیم­ گیرانی مهم است که توانایی و اختیار لازم را برای تعیین این ارقام(سودها) دارند(بهارمقدم، ۱۳۸۹).
رویکرد تصمیم­گیرنده در نظریه­ی بازی نهفته است. به لحاظ وقوع تاریخی، این رویکرد قبل از رویکرد هزینه­ قراردادها ظهور کرده است، و منبع الهام آن مدل­های ریاضی انتخاب منطقی یا مطلوبیت مورد نظر است که توسط نویمان و مورجنِست[۴۵](۲۰۰۱) شرح و بسط یافت. در اینجا کانون تمرکز، یک تصمیم­گیرنده­ی منفرد است که ترجیحاتش با یک تابع مطلوبیت که پسآمدهای گزینه را رتبه بندی می کند، خلاصه و تبیین می­ شود. مثلاً همه ی کارمندان یک حقوق بالاتر را به یک حقوق پایینتر ترجیح می­دهند. هر تصمیم­گیرنده عاقل است، به این معنی که اقدام برگزیده­اش مطلوبیت مورد انتظارش را بیشینه می­ کند(بهارمقدم، ۱۳۸۹).
تأکید بر تصمیمات بهینه تلویحا می­گوید هر عدد حسابداری که اطلاعات مربوط به تصمیم ­گیری را فراهم می­ کند با ارزش است. عکس آن هم صادق است، یک علامت حسابداری که بار یا درونه­ی اطلاعاتی فزاینده و متفاوت ندارد با ارزش نیست. به ویژه، محاسبه­ی مطلوبیت مورد انتظار مستلزم فهمیدن سهم تصمیم­گیرنده از پسآمد اجتماعی، چگونگی مطلوبیت مورد انتظار، و چگونگی تاثیر واکنش دیگر تصمیم­ گیران بر پسآمد اجتماعی است. سود، به ویژه، در تصمیم­ گیری­ هایی با ارزش است که مستلزم تخمین یا برآورد سودهای آینده، مثل ارزش­گذاری شرکت، یا مستلزم ارزیابی ریسک، مثل سرمایه ­گذاری در یک بنگاه، یا قرضدادن به آن باشد. افزون بر این، اگر سود و دیگر اطلاعات حسابداری مالی جزء اطلاعات عمومی باشند، نه تنها آنچه را یک تصمیم­گیرنده می­داند، بلکه آنچه را او فکر می کند دیگران می­دانند، آنچه را فکر می­ کند دیگران می­دانند که او میداند، و الخرا، تعیین می­ کند(بهارمقدم، ۱۳۸۹).
رویکرد تصمیم ­گیری از چند جنبه با رویکرد قراردادهای پرهزینه متمایز است. نخست، رویکرد تصمیم ­گیری فرض می­ کند که تصمیمگیران کاملا مًطلع و آگاه نیستند، که این امر تقاضا برای اطلاعات را در قالب اعداد حسابداری ایجاد می­ کند . دوم، رویکرد تصمیم ­گیری قراردادهای تلویحی و ضمنی را مجاز می­شمرد . چگونه چنین قراردادهای تلویحی بر اقدام بهینه اثر می­گذارند؟ پاسخ با نظریه ی بازی داده می­ شود . این فرض که تصمیم­ گیران عاقل هستند تلویحا مًی­گوید که هر بازیگر می ­تواند انتظارات درست را شکل دهد و بنابراین بهینه رفتار یا بازی کند. مجموعه­ی اقدامات بهینه­ همه­ی بازیگران یک تعادل را به بار می­آورد. در این جا تعریف تعادل این است که بازیگران راهبردهایی را انتخاب می­ کنند که هیچ بازیگری دلش نمی­خواهد یک جانبه آن را نقض کند یا از آن منحرف شود . سپس، اقداماتی که انتخاب می­شوند “قراردادهای خود اجرائیات” هستند و انتظارات بدون قراردادهای صریح برآورده می­شوند . افزون بر این، روابط تکرارشونده بین شرکت و ذینفعانش ممکن است به قراردادهای تلویحی بینجامد که مبتنی بر همکاری­های ضمنی با قبول این تهدید هستند که در دور بعد طرف آسیب دیده از خطا یا انحراف حق دارد رفتار منحرف و خطا را مجازات کند(کاهن و دیگران[۴۶]، ۲۰۰۸) . اهمیت قراردادهای تلویحی را خلاصه می­ کند:
مشوق­های مدیریت سود هم چنین از قراردادهای تلویحی، که قراردادهای عقلایی نیز خوانده می­ شود، نشأت می­گیرند . اینها قراردادهای مدون یا رسمی، مانند قراردادهای پاداش و بدهی نیستند . به عوض، آنها از روابط مستمر بین شرکت و ذینفعانش(مثل سهامداران، کارکنان، عرضه کنندگان، قرض دهندگان، مشتریان) برخاسته می­شوند و رفتار مورد انتظار مبتنی بر داد و ستدهای تجاری گذشته را بازنمایی می­ کنند(کاهن و دیگران، ۲۰۰۸).
۲-۲-۲-۶-۴ دیدگاه مدیریت سود
تاکید بر ارزش سود برای تصمیم ­گیری تلویحا مًی­گوید که مدیریت سود وقتی بی­خطر است که تصمیمات مبتنی بر سود مدیریت شده همانند تصمیمات مبتنی بر سود مدیریت نشده باشد . این امر می ­تواند وقتی رخ دهد که بازیگران اعداد حسابداری را برای پی بردن به عملکرد اقتصادی نهفته و زیربنای آنها بگشایند . با این وجود، چنین رویه­ای مستلزم آن است که تمام مشارکت کنندگان، مدل درستی را جهت کوشش مدیریت سود داشته باشند . آن گاه یک شرکت فقط وقتی سود را مدیریت خواهد کرد که بهترین واکنش به انتظارات دیگران باشد، چون اگر سود را مدیریت نکند در حالی که چنین انتظاری وجود داشته باشد، شدیدا بًا واکنش مخاطبانش مجازات می­ شود . مثلا اًگر اشخاص برونسازمانی انتظار دارند شرکت سود را به میزان ۱۰ درصد متورم کند اما شرکت تصمیم بگیرد حقیقت را گزارش کند، آن گاه گزارش حقیقی آن به میزان ۱۰ درصد، با پیامد ترسناک داشتن قیمت بازار پایینتر، تنزیل خواهد شد. این امر به پویایی انسداد علامت معروف است(جی و کیم[۴۷]، ۲۰۱۰).
با توجه به میلیاردها دلار زیان سرمایه گذاران در رسوایی­های حسابداری اخیر(مانند انران، ورلدکام، و زیراکس) هنوز برخورد با مدیریت سود به عنوان رفتار خطرناک تا اندازه­ای بسیار سخت پذیرفته می­ شود. این استدلال مبتنی بر پیش ­بینی کامل مشارکت کنندگان بازار از کوشش مدیریت سود است . با این حال، در چارچوب نظریه­ی بازی، این فرض می ­تواند کم­اثر و سست شود. برای مثال، به کار رانن و یاری(۲۰۰۳) در خصوص اثر حکم قانون ۱۹۳۴ کمیسیون بورس اوراق بهادار در مورد مشوق­های افشای اختیاری توجه کنید . آنان فرض می­ کنند سرمایه ­گذاران سودهای اقتصادی را مشاهده نم­ کنند و گزارش شرکت به طور ناقص حسابرسی شده است. یعنی، قدری احتمال مثبت وجود دارد که حسابرس حقیقت را کشف نکند. از این رو، یک گزارش عملکرد خوب می تواند نشان دهد یا یک شرکت حقیقت را گزارش کرده است یا یک شرکت گزارش را با موفقیت مدیریت کرده است. چون بازار قادر نیست بین این دو نوع تمایز بگذارد، گزارش را پایین ارزیابی می­ کند . با این حال ارزش شرکتی که سود را تحریف یا کژنمایی می کند هنوز به این دلیل بیش نمایی می شود که بازار مقداری وزن را به این باور می­دهد که گزارش می ­تواند درست و حقیقی باشد . نتیجتا،ً مدیریت سود فرصت طلبانه ممکن است انجام شود زیرا شرکت­های با عملکرد ضعیف با وانمود کردن به عملکرد شرکت­های خوب به نتایجشان ماسک یا نقاب میزنند(جی و کیم، ۲۰۱۰).
این فرض که تمام بازیگران عقلایی هستند دامنه­ مدیریت سود را محدود می­ کند . یعنی تا جایی که مدیریت سود زیان آور و مضر تشخیص داده شود، طرف­هایی که از آن ضرر می­ کنند اقداماتی را اتخاذ می­ کنند تا آن را منع کنند، مگر آنکه هزینه­ های این کار بر مزایایاش غلبه کند . رانن و یاری(۲۰۰۳) چون سهامداران و مدیران به عنوان مالک(کارگمار) و کارگزار عمل می­ کنند، پس چرا اگر مدیریت سود تا این اندازه زیانبار و مضر است اولی یک قرارداد طراحی نمی­ کند که دومی را به راستگویی وادارد. پاسخ مبتنی بر این حقیقت است که مدیران بدهی یا مسئولیت محدود دارند که محدود به حقوق و مزایایشان است. چون بدهی محدود جرایمی را به دنبال دارد مستلزم آن است که تولید یک گزارش حقیقی بسیار پرهزینه باشد، و بنابراین شاید قراردادی که مدیریت سود را باعث شود مرجح باشد(جی و کیم، ۲۰۱۰).
۲-۲-۲-۷ رویکرد سیاسی – قانونی
۲-۲-۲-۷-۱ رویکرد
چون بر اساس نظریه­ی شرکت، شرکت رشته ای از قراردادها تلقی می­ شود، این رویکرد بر قرارداد بین مدیران و سهامداران تأکید می گذارد، و قراردادهای شرکت با دیگر ذینفعان را فرع بر این قرارداد در نظر می­گیرد. رویکرد سیاسی- قانونی همانند دو رویکرد قبلی تضاد منافع بین مدیران و سهامداران را به رسمیت می­شناسد . به ویژه، شرکت مجموعه ­ای از دارایی­ ها است که جریان­های نقدی تولید می­ کنند، اما حقوق این جریان­های نقدی در یک شرکت که تحت کنترل مدیران است به مدیران که حق دارند تصمیم بگیرند چگونه این دارایی­ ها را مدیریت کنند تعلق ندارد . مدیران، مالک این حقوق تصمیم ­گیری هستند . رسالت آنان اتخاذ اقداماتی برای مدیریت منابع و دارایی­ های شرکتبه منظور تولید جریانی از سود است که نگه­داری سهام شرکت را برای سهامداران و نیز انجام فعالیت اقتصادی و کسب و کار را برای دیگر گروه­ها توجیه کند. عمدتا سهامداران دارای سهام عادی(دست کم در مدل آمریکایی) گروه­هایی هستند که حقوق جریان­های نقدی به آنها تعلق دارد. قانونا،ً آنان دارندگان حقوق یا حق طلب باقیمانده هستند تلویحاً به این معنی است هیچ نقدی برای آنان تضمین نشده است(الشافی و دیگران، ۲۰۱۰).
تمایز بین این دو گروه به دلیل تضاد منافع ذاتی بین آنها مهم است. هر دو گروه به دنبال نفع شخصیشان هستند، و هیچ ضمانتنامه­ی قبلی و از پیشنوشته ای وجود ندارد که این منافع را همسو کند. سهامداران دوست دارند بازده روی سرمایه گذاریشان کسب کنند و در خصوص پرتفولیوی کارا تصمیم بگیرند، در حالی که مدیران به پاداششان، ارتقاء، شغل دائمی، و شهرت علاقه مندند . بنابراین، برای مثال، اگرچه سرمایه گذاران دوست دارند عملکرد ضعیف را تا آن جا که ممکن است زودتر بدانند، اما مدیران به دلیل آنکه شغل و پاداششان در گرو عملکرد است، ترجیح می­ دهند انتشار اخبار بد را برای دریافت حقوق بالا به بعد موکول کنند یا آن قدر لفت بدهند تا شرایط و امور تغییر کند(الشافی و دیگران[۴۸]، ۲۰۱۰).
با این وجود، در صورتی که مالکان بتوانند با اثربخشی مدیران را سرپرستی و رهبری کنند این تضاد منافع برای اقدام به مدیریت سود کفایت نمی­ کند. مالکان قانوناً قدرت واقعی اندکی بر تصمیماتی دارند که بر سهم شان از شرکت تاثیر می­گذارد. مثلاً تصاحب خصمانه ساز و کاری برای منضبط کردن و تأدیب مدیران قلمداد و بررسی شده است(الشافی و دیگران، ۲۰۱۰).
با این که در سال­های دهه­ هشتاد قرن بیستم در آمریکا تصاحب خصمانه کاملاً مسلط و رایج بود، اما تصاحب­های خصمانه با وضع قوانین ایالتی که به موجب آن شرکت­ها اجازه دارند مفاد قانونی را بپذیرند که هزینه­ تصاحب را افزایش می­دهد و هزینه­ های کمرشکنی را به مهاجمان تصاحب تحمیل می­ کند، شدیدا کاهش یافت . این بندها و مفاد قانونی به عنوان “قرص­های سمی” شناخته می­شوند. مثال دیگر عبارت است از : سهامداران به پرداخت سود تقسیمی هرگز نه نمی­گویند. تصمیمات هیأت مدیره، منافع سهامداران را بازنمایی می کند، ببچوک[۴۹] (۲۰۰۴) به طور خلاصه می­گوید: ” قوانین شرکت­های سهامی هم در آمریکا هم در بریتانیا با اصول یکسانی آغاز می­شوند، با این که سهامداران کسانی هستند که عرضه­کنندگان وجوه هستند، اما ضرورتاً قدرت ندارند به اعضای هیئت مدیره دستور دهند تا از رشته اقدامات خاص پیروی کنند.” ضعف قانونی سهامداران در مقابل هیئت مدیره تلویحا مًی­گوید که رفاه سهامداران بستگی به عناصر دیگر سیستم­های حاکمیت شرکتی دارد، بر این اساس، حاکمیت شرکتی با مسامحه این گونه تعریف می­ شود : “مجموعه ای از ساز و کارهای مکمل که کمک می­ کنند اقدامات و تصمیمات مدیران با منافع سهامداران همسو باشد.” برای مثال، مالکان سرخورده و ناامید می­توانند شرکت را تحت پیگرد قانونی قرار دهند که این یک رویداد کاهنده­ی ارزش است و ممکن است به اخراج مدیران بینجامد(الشافی و دیگران، ۲۰۱۰). از این رو، دو جنبه­ مهم از رابطه و وضعیت سهامداران – مدیران که به ناتوانی سهامداران جهت برانگیختن مدیران به تصمیماتی می­ شود که مطلوبیت آنان را بیشینه می­ کنند عبارتاند از:
۱) حاکمیت شرکتی ضعیف و ۲) نبود اطلاعات
یعنی سهامداران با ابزارهای محدودی که در اختیارشان است به اطلاعاتی برای پایش­گری مدیریت و هیئت مدیره نیاز دارند . اگر آنان از عملکرد مدیریت ناراضی باشند، ممکن است بکوشند یک ائتلاف را با دیگر سهامداران تشکیل دهند تا تیم مقامات کنونی را عوض کنند(الشافی و دیگران، ۲۰۱۰).
سودها اطلاعات خلاصه هستند . به معنی دقیق کلمه، آنها دارای مزایای افزوده هستند، یعنی حاوی اطلاعاتی با ارزش هستند بی که لازم باشد سهامداران عملیات شرکت را به تفصیل بدانند. گزارش تفصیلی عملیات شرکت فرایندی بسیار پرهزینه و پردردسر است، و ممکن است اطلاعات مالکیتی و اختصاصی را در اختیار رقباء قرار دهند. در نگاه اول، به نظر می­رسد تفاوت بین رویکرد تصمیم ­گیری و رویکرد قانونی ناچیز است. با اضافه کردن هزینه به ساختار حاکمیت، پیش بینی­های یکسانی را می­توان در مورد هر دو رویکرد انجام داد . با این وجود، واقعیت مسئله این است که دو رویکرد در مشخص کردن یا توصیف ناقرینگی اطلاعات بین سهامداران و مدیران با هم فرق دارند : طبق رویکرد تصمیم­گیری، تصمیم گیرنده با عدم قطعیت رو به رو است، اما پیشیابی می­ کند چه چیز را نمی خواهد بداند، در حالی که تحت رویکرد سیاسی – قانونی سرمایه گذاران نادیده گرفته می­شوند . از این رو، اطلاعات حسابداری تحت رویکرد سیاسی – قانونی با ارزشتر هستند . افزون بر این، سیستم قانونی، برخلاف رویکرد تصمیم ­گیری بدیهی فرض می­ کند سهامداران نمی­توانند قراردادهایی را طراحی کنند که مدیران را از استفاده ی اختیار در گزارشگری مالی برای بالا بردن نفع شخصیشان به هزینه­ دیگران باز دارند(الشافی و دیگران، ۲۰۱۰).
۲-۲-۲-۷-۲ دیدگاه مدیریت سود
چون مالکان اشخاص برون­شرکتی هستند که برای تصمیم ­گیری تحت رویکرد سیاسی- قانونی به اطلاعات حسابداری دریافتی از اشخاص درون شرکتی، مدیران و هیئت مدیره، اتکاء می کنند، بنابراین هر دو مدیریت سود ارزش­افزا و فرصتطلبانه معنی دارد و عاقلانه منطقی است . مدیریت سود ارزش­افزا راهی است برای مدیران تا گزارشی را برای مالکان با علامت دادن اطلاعات مربوط به ارزش ایجاد کنند بدون آنکه به جزئیات بسیار دردسرآفرین بپردازند . در هر حال، امنیت دارایی­ ها و سرقفلی مالکان ارزشمند است(الشافی و دیگران، ۲۰۱۰).
احتمالا مدیریت سود فرصت­طلبانه به دو دلیل رخ میدهد: ۱) تضاد منافع بین سهامداران و مدیریت، و ۲) در کل، آنان که اطلاعات شخصی دارند به آسانی می­توانند از آنها برای ایجاد مزیت برای خود به هزینه­ دیگران، استفاده کنند . پیام رویکرد سیاسی – قانونی در رابطه با مدیریت سود فرصت طلبانه ساده است . در هر صورت، چه سیستم قانونی نیاز به تغییر داشته باشد، چه شرایط حاکمیت شرکتی ضعیف یا اطلاعات ضعیف وجود داشته باشد مدیریت سود توجیه دارد. در مقابل رویکرد نظریه­ی بازی است که در آن مدیریت
سود توسط سهامداران عقلایی زمانی به حساب گرفته شود که آنان ارزش شرکت و عملکرد مدیریت را ارزشیابی می­ کنند(الشافی و دیگران، ۲۰۱۰).
۲-۳ پیشینه پژوهش:
۲-۳-۱ پیشینه­ی داخلی:
– وحید بیگلری در سال (۱۳۸۶) نیز بررسی ارتباط بین عرضه و تقاضای سهام و مدیریت سود پرداخت. نتیجه این تحقیق نشان می دهد حساسیت قیمت سهام شرکت نسبت به اخبار سود بر انگیزه مدیران برای مدیریت سود و در نتیجه بر خطای پیش بینی مدیران موثر است.
نوروزبگی در سال (۱۳۸۶) در تحقیقی تحت عنوان “محتوای اطلاعاتی اعلامیه های سود هر سهم بر اساس ضریب واکنش سود”، به این نتیجه دست یافت که رابطه هم جهتی میان تغییرات عایدی هر سهم پی شبینی شده و تغییرات بازده سهام وجود دارد. در ضمن طبق تحقیق مذکور بررسی معادلات رگرسیون نشان دهنده اثر کششی اندک تغییر در عایدی هر سهم پیش بینی شده روی تغییرات بازده سهام است.
– تقی زاده و همکاران (۱۳۹۱) به بررسی ارتباط بین مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد شرکتهای بورس اوراق بهادر تهران پرداختند. یافته ها نشان میدهند رابطه منفی بین متغیرهای دوره وصول مطالبات، گردش موجودی کالا، دوره حسابهای پرداختنی و عملکرد شرکت رابطه منفی وجود دارد و هیچ رابطه ای بین چرخه وجه نقد و عملکرد شرکتها وجود ندارد.
– نراقی(۱۳۸۱) در تحقیق خود رابطه بین مالکیت نهادی و مدیریت سود را بررسی کرده اند. در این تحقیق رابطه بین تعداد سرمایه ­گذاران نهادی و همچنین تمرکز آنها با مدیریت سود بررسی شده است و به این نتیجه رسیده اند که بین مالکیت نهادی سهام و مدیریت سود رابطه منفی معناداری وجود دارد. غلامرضا کرمی نیز در بررسی خود رابطه بین مالکیت نهادی و محتوای اطلاعاتی مدیریت سود را آزمون نموده و به این نتیجه رسیده است : مالکیت نهادی سبب ارتقای محتوای اطلاعاتی مدیریت سود شرکت نمی شود و ممکن است آن را تنزل نیز ببخشد.
۲-۳-۲ پیشینه­ی خارجی:
بگینسکی و همکارانش ( ۲۰۰۴ ) در تحقیقی دلایل تشریح پیش بینی های سود توسط مدیران را مورد بررسی قرار دادند. آنها در این تحقیق عواملی را مطرح نمودند که به سرمایه گذاران کمک می کند تا ارتباط بین پیش بینی های مدیریت و سودآوری شرکت ها را از طریق شناخت ارتباط این عوامل با پیش بینی ها تفسیر نمایند. نتیجه تحقیق نشان داد که بین اندازه شرکتها و کیفیت پیش بینی ها ارتباط مثبت وجود دارد. به عبارت دیگر شرکتهای بزرگتر دارای کیفیت پیش بینی سود بالایی هستند و برعکس. همچنین بین جهت پیش بینی ها و تفسیر سرمایه گذاران ارتباط منفی وجود دارد. به این معنی که پیش بینی هایی که در آن سود کاهش می یابد در مقایسه با پیش بینی هایی که درآن سود افزایش می یابد، از ضریب واکنش بالائی برخوردارند. همچنین زمانی که پیش بینی ها دارای یک بازه (دامنه) هستند، به وسیله سرمایه گذاران بهتر تفسیر می شوند، بنابراین اتکاپذیری بیشتری دارند. درخصوص عامل دامنه زمانی هم نتیجه تحقیق حاکی از این بود که پیش بینی های با افق زمانی کوتاه مدت قابل اعتمادتر می باشند. درعین حال، برای شرکتهایی که دارای مقررات خاص هستند، ارائه توضیحات درباره پیش بینی های مدیریت کمتر مصداق دارد. به عبارت دیگر، وجود این مقررات اعتبار پیش بینی این شرکتها را افزایش می دهد.
هاتون و همکارانش ( ۲۰۰۳ ) در تحقیقاتی که انجام دادند، این نتیجه بدست آمد که بین واکنش سرمایه گذاران و تغییرات پی در پی در پیش بینی های مدیریت ارتباط معنی داری وجود دارد. در این تحقیقات مشخص شد زمانی که مدیران پیش بینی سود را بعد از ارائه آن به بازار تعدیل می کنند، در سالهای بعد پیش بینی های مدیریت اعتبار خود را از دست می دهند. بنابراین قیمت سهام آنها کمتر تحت تاثیر ارائه اطلاعات مربوط به پیش بینی سود قرار می گیرد.
هاتون و استاکن (۲۰۰۷) تاثیر شهرت در پیش بینی ها را بر روی واکنش سرمایه گذاران به پیش بینی های سود توسط مدیریت مورد مطالعه قرار دادند. نتیجه تحقیق آنها نشان داد زمانی که یک شرکت، در پیش بینی سود از شهرت مناسبی برخوردار است، سرمایه گذاران واکنش بیشتری نسبت به پیش بینی سود آنها نشان می دهند. درحالی که برای سایر شرکتها این واکنش تا زمان تحقق سود به تاخیرمی افتد. همچنین این تحقیق نشان داد زمانی که شرکتها پیش بینی سود بالایی (خبر خیلی مثبت) را ارائه می کنند، سرمایه گذاران ذاتا اعتبار کمتری برای این اخبار مثبت قایل هستند، بنابراین واکنش قیمت سهام نسبت به این پیش بینی ها کمتر خواهد بود. از نتایج دیگر این تحقیق واکنش بیشتر سرمایه گذاران نسبت به اشتباه در پیش بینی اخبار مثبت در مقایسه با اشتباه در پیش بینی اخبار منفی و همچنین تاثیر بیشتر پیش بینی های میان دوره ای نسبت به پیش بینی های سالانه می باشد.
بنیلوز (۲۰۰۷) در تحقیقی با عنوان “پیش بینی های سود توسط مدیریت و انتشار همزمان اخبار سود” نشان داد که پیش بینی های کوتاه مدت نزد سرمایه گذاران از اعتبار بیشتری برخوردارند. در عین حال، اخبار مربوط به گذشته عامل موثری برای میزان باور پیش بینی های آینده می باشد. درنهایت زمانی که پیش بینی های کوتاه مدت حاوی اخبار منفی است، اعتبار پیش بینی های سالانه کاهش می یابد.
– شین و سوئینن(۱۹۹۸) در تحقیقی با عنوان مدیریت سرمایه در گردش در سودآوری شرکتهای کشور آمریکا ارتباط بین چرخه تبدیل وجه نقد و سودآوری شرکتها را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که رابطه معنادار و معکوس بین چرخه تبدیل وجه نقد و سودآوری شرکتها وجود دارد و کاهش اعتبارات تجاری فروش شرکتها را کاهش و در نتیجه سود شرکتها نیز کاهش می یابد.
– دیلوف(۲۰۰۳) در تحقیقی با عنوان آیا مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکتها تاثیر دارد، رابطه بین دوره وصول مطالبات و موجودی کالا با سودآوری شرکتهای بلژیک را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که نوع مدیریت سرمایه در گردش، تاثیر زیادی بر سودآوری شرکتهای بلژیک دارد. این شرکت ها می توانند با کاهش دوره وصول حسابهای دریافتی و موجودی کالا سودآوری و ارزش شرکت را افزایش دهند.
– پاداچی (۲۰۰۶ )، در تحقیق خود با موضوع اثر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد و سودآوری شرکت ها رابطه معنی داری را بین چرخه تبدیل وجه نقد و بازده دارای یها نشان داد. در این تحقیق اجزاء مختلف چرخه تبدیل وجه نقد مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصله حاکی از آن بود که موضوع مدیریت سرمایه در گردش در شرکت های بزرگ از اهمیت بالایی برخوردار است.
– میلتا چاریتو و همکاران (۲۰۱۰) به بررسی ارتباط بین مدیریت سرمایه درگردش و سودآوری شرکت های آسیایی در بازه زمانی۲۰۱۰ –۱۹۹۸ پرداختند. نتایج تحقیق نشان می دهد چرخه تبدیل وجه نقد و چرخه خالص تجارت با سودآوری شرکت رابطه مثبت دارند. نتایج همچنین نشان میدهد ریسک اندازه گیری شده با نسبت بدهی شرکت، با بازده دارایی ها رابطه منفی دارد.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *