دانلود تحقیق - پایان نامه - مقاله

تحقیق دانشگاهی – ارزیابی توان تبیین معیارهای ریسک نامطلوب در بورس اوراق بهادار تهران۹۰- قسمت …

خط مشی سرمایه گذاری[۳۲]
در این مرحله به تعیین اهداف و میزان ثروت قابل سرمایه گذاری و شناسایی گونه های بالقوه دارایی های مالی به منظور قرار دادن در سبد سرمایه گذاری پرداخته می شود . اهداف سرمایه گذاری را باید براساس ریسک و بازده بیان کرد و شناسا یی دارایی های مالی تشکیل دهنده سبد را باید براساس اهداف سرمایه‌گذاری و میزان ثروت قابل سرمایه گذاری و ملاحظات مالی سرمایه گذار صورت داد.
تجزیه و تحلیل اوراق بهادار:
در ساده ترین شکل این نوع تجزیه و تحلیل، به مطالعه قیمت های بازار اوراق بهادار در جهت پیش بینی تغییرات آتی پرداخته می شود. در این روش به منظور شناسایی روند الگوهای تکراری موجود در تغییرات گذشته قیمت اوراق بهادار به مطالعه قیمت های گذشته آنها پرداخته و مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند. تهیه الگوی تغییرات قیمت اوراق بهادار براساس تغییرات گذشته با این فرض صورت می گیرد که روندها و الگوهای گذشته در آینده نیز تکرار خواهد شد و بر این اساس تحلیل گران اوراق بهادار امیدوار به پیش بینی دقیق تغییرات آتی قیمت اوراق می باشد.
تهیه سبد سرمایه‌گذاری
گام سوم در فرآیند سرمایه گذاری شامل شناسایی و تعیین دارایی های مورد نظر برای سرمایه گذاری و یافتن نسبت سرمایه اختصاص یابنده از ثروت سرمایه گذار به هر کدام از دارایی های منتخب می باشد. در این مرحله، سرمایه گذاران با توجه به نتایج مراحل قبلی به استفاده از موارد زیر در تهیه سبد مورد نظر می پردازند:
۱-تجزیه و تحلیل اوراق بهادار به صورت فردی و پیش بینی تغییرات قیمت هر کدام از آنها.
۲-پیش بینی تغییرات کلی قیمت سهام عادی و ارتباط آنها با اوراق بهادار با درآمد ثابت.
۳-تهیه سبدی که با یک سطح معین در بازده دارای حداقل ریسک باشد.
در واقع سرمایه گذاران با توجه به برآورد میزان ریسک و بازده هر یک از اوراق بهادار، از طریق تجزیه و تحلیل فردی آنها و رابطه بین نرخهای بازدهی، می توانند به مجموعه ای دست یابند که در ازای میزان معینی از ریسک دارای بالاترین نرخ بازده می باشد.

تبیین قیمت گذاری دارایی سرمایه ای: مقایسه تطبیقی مد لها

مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای(CAPM):

اصولاً سرمایه گذاریها به جهت نوسان پذیری که در بازده آنها ایجاد می شود ؛ دارای ریسک هستند. اقتصاددانان مالی الگوهای متفاوتی را برای اندازه گیری ریسک ارایه دادند. نظریه بازار سرمایه با بسط و تعمیم نظریه پرتفوی، مدلی را برای قیمت گذاری دارایی‌های ریسک دار استخراج میکند. خروجی نهایی این نظریه، به نام مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایه‌ای، این امکان را فراهم می سازد تا نرخ بازده هر دارایی ریسک دار تعیین شود.
با توجه به یکی از مفروضات مهم CAPM مبنی بر وجود ارتباط خطی بین بازده سهام هرفعالیت و بازده بازار سهام و وجود امکان قرض دادن و قرض گرفتن با نرخ بهره بدون ریسک برای بازده مورد انتظار داراییiخواهیم داشت:
 
بتا، شاخص ریسک سیستماتیک است. معادله فوق به این نتیجه گیری اعتبار می‌بخشد که ریسک سیستماتیک، تنها عامل مهم در تعیین بازده مورد انتظار است و ر یسک غیرسیستماتیک نقشی را ایفا نمی‌نماید. بتا از طریق رابطه زیر قابل محاسبه است.
 
بررسی مفروضات مدل قیمت‌گذاری دارایی سرمایه‌ای
دنیای واقعی به اندازه‌ای پیچیده است که براحتی نمی توان برای درک چگونگی رفتار آن از مدل‌ها استفاده نمود. همانگونه که فیزیکدانان مدل‌های مربوط به حرکت را در شرایط بدون اصطکاک مطرح می‌کنند، اقتصاددانان هم در شرایط عاری از اصطکاک به ارائه مدل‌های توصیف‌کننده حرکات قمیت سهام می‌پردازند.مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای بر یک سری از مفروضات بنا نهاده شده که در ذیل به آنها می‌پردازیم:

  • عدم وجود هزینه‌های معادلاتی:بدین معنی که خریداران و فروشندگان به هنکام دادوستد دارایی هیچ‌گونه هزینه جانبی را بابت تحصیل و واگذاری متحمل نمی‌شوند.اگر خرید و فروش دارایی‌ها با هزینه‌های جانبی همراه باشدبازدهی حاصل از هر دارایی باید متناسب با میزان هزینه‌ها تعدیل گردد.بنابراین لحاظ کردن هزینه‌های معاملاتی در مدل بر پیچیدگی‌ آن می‌افزاید. البته متناسب با اهمیت هزینه‌های معاملاتی در تصمیمات سرمایه‌گذاران می‌توان آن را به رغم پیچیدگی مدل در نظر گرفت.
  • قابلیت تقسیم پذیری نامحدود دارایی ها:این فرض بدین مفهوم است که سرمایه‌گذاران بدون توجه به میزان ثروت خود می‌توانند در دارایی مورد نظر خود سرمایه‌گذاری کنند.
  • عدم وجود مالیات بر درآمد شخصی: یعنی سرمایه‌گذاران به دلیل عدم وجود مالیات، در دریافت سود نقدی[۳۳] و یا منفعت سرمایه[۳۴] بی‌تفاوت هستند(مطلوبیت یکسان).
  • قیمت پذیری فعالان بازار: فعالان بازار با خرید و فروش دارایی‌ها به تنهایی نمی‌توانند برقیمت اثر گذارند. این مفهوم بیانگر شرایط رقابت کامل می‌باشد که فعالان بازار فقط به طور دسته جمعی می‌توانند بر قیمت دارایی تاثیر گذارند.
  • سرمایه‌گذاران تصمیمات سرمایه‌گذاری خود را بر اساس دو معیار میانگین و واریانس بازدهی انتخاب می‌کنند.
  • سرمایه‌گذاران با نرخ بهره بدون ریسک می‌توانند بطور نامحدود وام‌دهی و وام‌گیری نمایند.
  • سرمایه‌گذارن دارای انتظارات همگن می‌باشند.بدین معنا که دارای برداشت یکسان از میانگین و واریانس بازدهی
    دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

    سهام بوده و نیز دارای افق سرمایه‌گذاری برابر می‌باشند.

  • سرمایه‌گذاران بطور نامحدود می‌توانند فروش استقراضی[۳۵] داشته باشند.
  • همه دارایی‌ها قابلیت خرید و فروش در بازار را دارا هستند.

مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای کاهشی:(D-CAPM)

یکی از مفروضات در تبیین CAPMوجود شرایط بازار متقارن است. اما بررسی‌ها نشان می دهد که در مواقعی شرایط بازار نامتقارن است؛ یعنی عواملی که ضمن تأثیر بر صرف ریسک، نرخ بازده مورد انتظار دارایی را نیز متأثر ساخته و از اینرو مصالحه ر یسک و بازده را از بین میبرد. بنابراین، مفروضات محدود کننده نظریه قیمت گذاری دارایی سرمایه ای صاحب نظران مدیریت و اقتصاد را بر آن داشت تا به گسترش این نظریه بپردازند و آن را به شرایط واقعی بازار نزدیک کنند. بنابراین، انتقادات فراوانی به مدل CAPMوارد شد که خود مهم ترین عامل ابداع مفهوم ریسک منفی و در نهایت مدلD-CAPM بود. مفهوم ریسک منفی که در دهه ۱۹۵۰توسط روی آغاز شده است، در نهایت در سال۲۰۰۲پژوهشی به نام استرادا مدلی تحت عنوان “مدل قیمت گذاری دارایی سرما یه ای کاهشی” را مطرح نمود که می تواند در شرایط بازار نامتقارن برآورد مناسبی از بازده مورد انتظار ارایه دهد. بر پایه این مدل، ریسک از طریق شبه واریانس محاسبه می شود. بنابراین، میتوان شبه کوواریانس را بر بازده شبه واریانس بازار تقسیم نموده و بتای کاهشی(منفی) دارایی را به شکل زیر به دست آورد:
 

مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایهای تعدیلی(A-CAPM):

در خرید سهام عوامل گوناگونی مورد توجه قرار میگیرد. یکی از عمده ترین این عوامل قابلیت تبدیل آن به پول نقد است که در اصطلاح به نقدشوندگی سهام معروف شده است. یعنی سرمایه گذاران میخواهند به سادگی و در حداقل زمان، سهام خود رادر صورت نیاز بفروشند. پس یکی از عواملی که می تواند در بازده مورد انتظار از یک سهم نیز تأثیرگذار باشد، قدرت نقدشوندگی آن است. مدل،A-CAPM الگویی را در اختیار قرار میدهد تا از طریق آن چگونگی تأثیرگذاری ریسک نقدشوندگی بر قیمت دارایی ها بررسی شود. یعنی الگویی که قبلاً در سا یرمدل های قیمت گذاری داراییهای سرمایه ای مد نظر قرار نگرفته است.
آمیهود و مندلسون در سال ۱۹۸۶ در مقاله ای با عنوان قیمتگذاری دارایی ها و شکاف عرضه و تقاضا به بررسی نقدشوندگی پرداختند. پاستور و استامباف درسال ۲۰۰۳ در مقالهای با عنوان ریسک نقدشوندگی و بازده مورد انتظار سهام نقدشوندگ ی را مفهوم گسترده و گمراهکنندهای عنوان کردند که بهطور عمده بیانگر توانایی معامله تعداد ز ی ادی از داراییها بهسرعت و با حداقل هزینه، بدون ایجاد تغییر در قیمت است.
آمیهود در سال ۲۰۰۲, معیار عدم نقدشوندگی را بهنام ILLIQ نامگذاری نموده است. این معیار تناسب روزنه ای از قدرمطلق بازده سهام بر روی حجم دلاری معامله آن است که در یک دوره زمانی میانگین گیری شده است. او بیان داشت که بازده اضافی مورد انتظار سهام علاوه بر صرف ریسک، نشانگر جبرانی برای تحت تأثیر عدم نقدشوندگی مورد انتظار بودن نیز هست؛ بنابراین، یک تابع فزاینده از عدم نقدشوندگی مورد انتظار بازار است. عدم نقدشوندگی سهام در مدل آمیهود، به صورت ذیل تعریف میشود: